است وحدت و نزديكى ايجاد كند .
- دوستى و پيوستگى سلمان با پيامبر و خاندانش سبب خويشاوندى او با ايشان گشت ، حال آنكه پيوند خويشاوندى نوح و فرزندش از ميان برفت . « 1 »
نامهء معاويه به حسين بن على عليه السّلام
به من اطلاع رسيده كه كارهايى كردهاى كه گمان نمىكردم بكنى . وفاى به پيمان بيعت ، از ميان مردم براى كسانى بيش از همه سزاوارتر و واجبتر است كه چون تو اهميت و مقام و افتخارات و منزلتى داشته باشند كه خدايت نايل گردانيده است .
بنابراين ، رو به ناسازگارى ميار ، از خدا بترس ، اين امت را به فتنه و آشوب نينداز ، به مصلحت خودت و دينت و امت محمد بينديش و مگذار كسانى كه ايمان نمىآورند ، ترا از راه به دركنند .
حسين ، رضى اللّه عنه ، در جوابش چنين نوشت :
نامهات رسيد . نوشتهاى به تو گزارش رسيده كه من كارهايى كردهام كه گمان نمىكردى بكنم . تنها خداوند متعال است كه انسان را به كارهاى نيك رهنمون گشته توفيق انجامش را مىدهد . دربارهء اينكه به تو گزارش رسيد دربارهء من ، بايد بگويم كه آنها را سخنچينان جاسوسمنش و اختلافانداز به تو گزارش كردهاند و آن گمراهان منحرف و بىدين دروغ گفتهاند . من نه تصميم به جنگ گرفتهام و نه در پى اختلافم . من از خدا در مورد ترك آن از تو و از دار و دستهات نگرانم ، از حزب ستمكارى كه مقدسات را پايمال مىسازد و خون ناحق مىريزد و همدست شيطان مطرود است . « 2 »
نامهء معاويه به عبد اللّه بن جعفر
مىدانى كه ترا بر ديگران ترجيح مىدهم و نسبت به تو و خانوادهات نظر خوبى دارم .
هامش
( 1 ) . از قصيدهء مشهور ابو فراس .
( 2 ) . نامهء مذكور در همين جلد به نظرتان رسيد . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 10 / 160 .