تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 333

مساهمون:

ص٣٣٣
در اين وقت ، احنف بن قيس چنين نطق كرد : اى امير المؤمنين ! تو از همهء ما بهتر مىدانى كه يزيد شباروز و در پيدا و پنهان چه مىكند و كجا مىرود و مىآيد . بنابراين ، اگر مىدانى مايهء خشنودى خدا و اين امت است ، با مردم درباره‌اش مشورت نكن ، و در صورتى كه او را غير از اين مىدانى ، در حالى كه خود رو به آخرت روانى ، عشرت دنياى او را فراهم ميار ، زيرا آخرتت جز با كار نيك آبادان نگردد . آگاه باش كه اگر يزيد را بر حسن و حسين مقدم بدارى و برترى دهى ، در حالى كه مىدانى آنان كيستند و چه شخصيتى دارند ، در پيشگاه خدا هيچ عذر و بهانه‌اى نخواهى داشت . وظيفهء ما فقط اين است كه بگوييم : به گوش مىگيريم و فرمان مىبريم ، پروردگارا از تو آمرزش مىطلبيم و سرانجام ما پيشگاه تو خواهد بود . « 1 » معاويه به محض اين‌كه قصد خود را داير بر بيعت گيرى براى يزيد و تعيين او به عنوان وليعهد آشكار ساخت ، احساس كرد كه مردم صالح و شخصيت‌هاى پاكدامن تا هنگامى كه امام حسن مجتبى عليه السّلام زنده است ، حاضر نخواهند شد به آن بيعت ننگين تن در دهند ، به علاوه در برابر امام متعهد شده بود كه حكومت را پس از خود به او واگذارد و هيچ كس را جانشين خويش نسازد . پس چاره را در اين ديد كه امام را به قتل رساند و با كشتن حضرتش مانع عمده‌اى را كه در طريق ولايتعهدى يزيد وجود دارد ، از ميان بردارد تا راه رسيدن او به سلطنت هموار گردد . ابو الفرج اصفهانى مىگويد : معاويه مىخواست براى پسرش يزيد بيعت بگيرد ، اما هيچ مشكلى برايش گران‌تر از وجود حسن بن على و سعد بن ابى وقاص نبود ، به همين جهت ، توطئه مسموم‌كردن آن دو را به اجرا گذاشت تا به مسموميت درگذشتند . « 2 » اين‌كه معاويه قاتل امام حسن مجتبى ، سلام اللّه عليه ، بوده است با شرح و تفضيل خواهد آمد .
هامش
( 1 ) . الامامة و السياسة ، ابن قتيبه : 1 / 138 - 142 . ( 2 ) . مقاتل الطالبيين 29 .