تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 316

مساهمون:

ص٣١٦
- و اعلام مىكنيم كه سميه بىآنكه دست ابوسفيان به او برسد ، زياد را باردار گشته است . مىگويند اين ابيات را زياد « 1 » بن ربيعة بن مفرغ حميرى شاعر سروده است ، و آنها كه اين ابيات را به او نسبت داده‌اند ، نخستين بيتش را چنين آورده‌اند : - هان ! به معاوية بن صخر بگو از قول مردى يمنى . و بقيه را همان‌گونه ثبت كرده‌اند كه آورديم . همچنين عمر بن شبه و ديگران گفته‌اند : ابن مفرغ چون نزد معاويه يا پسرش يزيد بن معاويه رفت - و اين پس از آن بود كه يمنيان از رفتار عباد بن زياد و برادرش عبيد اللّه با وى به خشم آمدند و براى دادخواهى در حق وى آنجا رفتند - گفت : اى امير المؤمنين ! در حق من بدون اينكه گناهى كرده يا نافرمانىاى نموده باشم ، چنان ظلم‌هايى كه به هيچ مسلمانى نكرده‌اند معاويه بن او گفت : مگر تو نبوده‌اى كه گفته‌اى : - هان ! به معاوية بن حرب بگو از قول مردى يمنى . - آيا از اين‌كه به تو بگويند پدرت پاكدامن بود ، به خشم مىآيى و از اين خشنود مىشوى كه بگويند : پدرت زناكار بوده است ؟ ابن مفرغ گفت : قسم به آن‌كه مقامت را بالا برده نه ، من هرگز نگفته‌ام اى امير المؤمنين ! طبق اطلاعى كه به من رسيده ، اين را عبد الرحمن بن حكم سروده و به من نسبت داده است . معاويه گفت : سراينده گفته است : - گواهى مىدهم به اينكه مادرت با ابو سفيان همبستر نگشته و جامه از تن در نياورده است . - و اين كار ، بغرنج است و كاملا مبهم و نامعلوم . « 2 » سپس پرسيد : مگر تو نگفته‌اى : - زياد و نافع و ابو بكره در نظرم از عجيب‌ترين عجايبند .
هامش
( 1 ) . او يزيد بن ربيعه ، شاعر مشهور است كه شرح حالش در الاغانى : 17 / 51 - 73 آمده است . ( 2 ) . به گفتهء ابو الفرج اين قصيده‌اى بلند است كه وى نوزده بيت آن را در الاغانى : 17 / 66 آورده است .