تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 281

مساهمون:

ص٢٨١
گفت : آن ، شتر نر است نه شتر ماده . معاويه گفت : اين رأيى است كه صادر شده . چون از حضورش برفتند ، مخفيانه كسى را به دنبال آن مرد كوفى فرستاد تا بيامد و از او پرسيد دستورش به چند مىارزد ، و دو برابر بهاى آن را به وى پرداخت و به او نيكى و خوشرفتارى نمود و گفت : به على بگو من با يكصد هزار سپاهى با وى روبرو خواهم شد كه يكى از آنها بين شتر نر و ماده فرق نمىگذارد ، و چندان فرمانبردار معاويه بودند و سر به راهش كه وقتى آنها را به صفين مىبرد ، در راه روز چهارشنبه با آنها نماز جمعه خواند . به هنگام جنگ هم فرمانبرش بودند و او را بر بالاى سر خويش مىبردند و سخن عمرو بن عاص را باور داشتند كه گفت : على است كه عمار ياسر را با كشاندنش به يارى خود به كشتن داده و كشته است . سرانجام ، كار سرسپردگىشان به معاويه بدانجا كشيد كه لعنت فرستادن بر على را سنت و رويه‌اى مستمر ساختند و از كودكى به آن مىپرداختند و تا پيرى و مرگ ادامه مىدادند . « 1 » در اين صفحهء سياه از زندگى معاويه كه نوشته آمد ، چيزها ثبت است كه پاره‌اى از آن در اثناى همين كتاب مورد بحث و بررسى قرار گرفت ، مانند لعنت فرستادن بر امير المؤمنين على عليه السّلام به مثابهء سنت و رويه‌اى مستمر ، و توجيه عمرو بن عاص از فرمايش پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به عمار ياسر - كه ترا دار و دستهء تجاوزكار داخلى خواهند كشت . به اين شكل كه على او را كشته است ، چون او را به جنگ آورده و به ميان شمشيرها و نيزه‌ها انداخته است ، و نيز شناسايى طرفداران معاويه و ميزان عقل و دين آنها . در اينجا اظهارنظر و عقيدهء معاويه را دربارهء طرفدارانش مىخوانيم و مىبينيم كه آنها را بدرستى و بدقت شناخته است و نابخردى و كم عقلى و بىبصيرتى و سست عنصرى و بىاعتقادى و دين نشناسى آنها را به كار گرفته و مورد سوء استفاده قرار داده و آنها را براى جنگ با امام و پيشواى راستين امت با خود همدست و همراه كرده است و از آنها شهادت گرفته كه على عثمان را كشته و ديگر شهادتهاى باطل و بهتان‌آميز كه در قضيهء حجر بن عدى و امثال آن صورت گرفته است .
هامش
( 1 ) . مروج الذهب : 2 / 72 .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 281 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى