تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣
مردمش را عليه من شورانده است . يا او را ببر پيش خودت يا من شام را به او وامىگذارم . عثمان در جوابش دستور مىفرستد كه عباده را سواره بفرست و به خانه‌اى كه در مدينه دارد ، برگردان . عبادة بن صامت به اين شكل به مدينه تبعيد مىشود و به خانهء عثمان مىآيد و در آن حال ، هركه در خانهء وى حضور داشته ، از پيشاهنگان اسلام و از تابعان بوده است . همه گردهم آمده و انجمن كرده بودند كه ناگهان چشم عثمان به عبادة بن صامت مىافتد و مىبيند كه جلوش سبز شده و در گوشهء خانه نشسته است . رو به او مىكند و مىگويد : اى عباده ! ما را با تو چكار . عباده برخاسته در برابر خلق چنين مىگويد : من از پيامبر خدا ابو القاسم شنيدم كه مىفرمود : پس از من كسانى زمام امور را در دست خواهند گرفت كه آنچه را ناپسند مىدانيد ، روا مىشمارند و به شما مىآموزند و آنچه را پسنديده مىشماريد ، ناروا و زشت مىدانند و شما را از آن نهى مىنمايند . بنابراين ، از كسى كه سر از حكم خدا بپيچد ، نبايد فرمان برد و مبادا از راه پروردگارتان به درشويد . به آن‌كه جان عباده در دست اوست سوگند كه معاويه از همين كسان است . عثمان در جوابش كلمه‌اى بر زبان نياورد . « 1 » شرابخوارى را معاويه از پدرش ابو سفيان آموخته بود . ابو سفيان شرابخوار بود و اين كار زشت از زشتكارىهاى معروف اوست و در داستان ابو مريم سلولى شراب فروش آمده كه وى در طائف نزد اين شراب فروش اقامت كرد و شراب خود و مست شد و با سميه مادر زياد بن ابيه درآميخت ، و اين داستان و روايت تاريخى مربوط است به كار معاويه كه زياد را به عضويت خانوادهء خويش درآورد و فرزند ابو سفيان شمرد . بنابراين ، خانهء معاويه از نخست ، دكان شراب فروشى و محل زشتكارى و فاحشه خانه بوده است و شعار خانواده‌اش ميگسارى و بدكارى ، و ارشاد الهى و نهى از شرابخوارى در آنها كمترين اثرى نگذاشته و تهديدات قرآن را در مورد ميگساران نشنيده گرفته و به لعنتى گرفتار گشته‌اند كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نثارشان كرده است آنگاه كه فرمود : 1 - لعنت و ننگ بر شراب باد و بر شرابخوار و ساقى و شراب فروش و شراب خر و
هامش
( 1 ) . مسند احمد : 5 / 325 ؛ تاريخ ابن عساكر : 7 / 212 .