به پدرت ، چون تصميم به مسلمان شدن گرفت ، نوشتى و فرستادى و او را از اسلام آوردن برحذر نمودى ؟ نوشتى :
- اى صخر ! مبادا روزى مسلمان شوى و ما را به ننگ و رسوايى آلايى ، پس از آنكه آن اشخاص در بدر تكه پاره شدند .
- دايىام و عمويم و سه ديگر عموى مادرم و حنظل نيكو كه مرگ او ما را به بىخوابى و بىتابى كشانيد .
- مبادا به كارى بپردازى كه ما را و خويشانمان را در مكه انگشتنما سازد .
- مرگ براى ما قابل تحملتر و آسانتر است از اينكه دشمنان پشت سر ما بگويند : پسر حرب رو از عزّى بر تافت .
به خدا آن كارها كه در دل پنهان داشتى ، سهمگينتر از آنها بود كه بر زبان آوردى .
شما را از جماعت به خدا قسم مىدهم كه آيا نمىدانيد از ميان اصحاب پيامبر صلّى اللّه عليه و آله على بود كه خود را از خواستنىها محروم گردانيد تا اين آيت فرود آمد كه اى مؤمنان ! خود را از خواستنىهايى كه خدا برايتان حلال دانسته و روا ساخته است ، محروم مگردانيد ، « 1 » ، و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بزرگترين اصحابش را به نبرد بنى قريظه فرستاد و حصارى گشتند و مسلمانان كارى از پيش نبردند ، آنگاه على را با پرچم فرستاد و او آنها را تابع حكم خدا و حكم پيامبرش گردانيد و در خيبر نيز چنين كرد ؟ اى معاويه ! گمان مىكنم نمىدانى كه من مىدانم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله چه نفرينى كرد ترا آن هنگام كه تصميم گرفت نامهاى به بنى جذيمه بنويسد و به دنبال تو فرستاد و ترا نفرين كرد . اى جماعت ! شما را به خدا قسم مىدهم كه آيا نمىدانيد پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله ابو سفيان را در هفت مورد لعنت كرد كه نمىتوانيد منكر آن شويد . « 2 »
سبط ابن جوزى سخن امام را به اين عبارت ثبت كرده است : اى معاويه ! در جنگ
هامش
( 1 ) . مائدة 5 / 87 .
( 2 ) . تذكرة الخواص 115 ؛ شرح ابن ابى الحديد : 2 / 102 ؛ جمهرة الخطب : 1 / 428 . نيز ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 10 / 81 ، 82 .