پيامبرش صلّى اللّه عليه و آله درود فرستاد ، آنگاه گفت : اى معاويه ! اينها نبودند كه به من بد گفتند ، بلكه اين تو بودى كه با همان بدزبانىاى كه بدان خو گرفتهاى ، به من پرخاش نمودى و با همان بدعقيدگى كه بدان شهرهاى و آن بداخلاقى كه در تو مزمن است و ريشهدار و همان تجاوزگرى تو به ما كه از روى دشمنىات با محمد و خاندان اوست . اينك بشنو اى معاويه ! و بشنويد تا در حق او و در حق شما چيزهايى بگويم كه كمتر از آن است كه هستيد .
شما دار و دسته را به خدا سوگند مىدهم و به شهادت مىگيرم كه آيا نمىدانيد آن كسى كه اكنون به او دشنام داديد ، رو به هردو قبله نماز خوانده است ، در حالى كه تو اى معاويه ! به آن دو قبله كافر بودى و نماز را گمراهى مىشمردى و از ره گمراهى لات و عزّى را مىپرستيدى ؟ و شما را قسم مىدهم و شهادت مىخواهم كه آيا نمىدانيد او در هردو بيعت فتح و رضوان شركت داشته است ، در حالى كه تو اى معاويه به يكى از آن دو بيعت كافر بودى و عقيده نداشتى و ديگرى را گسستى ؟ و شما را قسم مىدهم و شهادت مىخواهم كه آيا نمىدانيد او پيش از همهء مردم به اسلام ايمان آورد و تو اى معاويه در آن حال با پدرت از جماعت كافر دل به دست آمده بوديد كه كفر در دل مىپرورديد و تظاهر به مسلمانى مىنموديد و دلتان را با پول به دست مىآوردند ؟ شما را به خدا قسم ، آيا نمىدانيد او در جنگ بدر پرچمدار رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بود و پرچم مشركان به دست معاويه و پدرش بود ، سپس در جنگ بدر و جنگ احزاب در حالى كه پرچم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را در دست داشت با شما برخورد مسلحانه كرد و پرچم شرك با تو و با پدرت بود ؟ و در تمام آن موقعيتها و نبردها خدا او را پيروز كرد و حجتش را آشكار ساخت و جنبش تبليغاتىاش را قرين موفقيت گردانيد و سخنش را تصديق كرد و پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله در همهء آن موقعيتها از او خشنود بود و از تو و از پدرت خشمگين ؟ ترا اى معاويه قسم مىدهم به خدا كه آيا به ياد دارى آن روز را كه پدرت سوار بر شتر سرخمويى سر رسيد و تو مىراندى و برادرت عتبه آن را مىكشاند و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شما را ديد و فرمود : خدايا سوار و دهانهكش و رانندهاش را لعنت كن ؟ اى معاويه ! آيا آن شعر را فراموش مىكنى كه
الغدير ( فارسى ) — صفحة 238
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٢٣٨