تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
60 - ابن عباس ، در صفين در نطقى چنين مىگويد : پسر زن جگر خوار ديده كه در جنگ عليه على بن ابى طالب جمعى از فرومايگان و اراذل شام مددكار اويند ، در جنگ عليه پسر عمو و داماد پيامبر خدا و اولين كسى كه با او نماز خوانده است ، همان بدرىاى كه در همهء نبردهاى پرافتخار و فضيلت‌آور همراه رسول خدا بوده است و معاويه و ابوسفيان در آن زمان دو مشرك بت پرست بوده‌اند . بدانيد سوگند به خدايى كه هستى را به تنهايى تحت سلطه و به ظهور آورده و سزاوار سلطنت بر هستى گشته است ، على بن ابى طالب همراه رسول خدا مىجنگيد . على مىگفت : خدا و پيامبرش راست مىگويند ، و معاويه و ابو سفيان مىگفتند : خدا و پيامبرش دروغ مىگويند . معاويه در اين موقعيت كه امروز دارد ، نيكوكارتر و پرهيزكارتر و راه يافته‌تر و بر صواب‌تر از موقعيت‌هايش در آن هنگام نيست . بنابراين ، شما را سفارش مىكنم كه پرهيزگارى نماييد و خداترس و كوشا و قاطع و مقاوم باشيد ، زيرا شما بر حق هستيد و آن جماعت بر باطلند . « 1 » داستان لعنت ابن عباس بر معاويه در روز عرفه و در اجتماع عمومى ، در همين جلد خواهد آمد . 61 - اين اشعار از علقمة بن عمرو است كه در جنگ صفين خوانده : - پسر صخر ، يعنى معاويه را حرمت و اعتبارى نيست كه به واسطه‌اش ثواب خدا را بتوان اميد برد ، بلكه پشيمانى به بار خواهد آورد . - اى كنيززاده ! ترا آن رسيد كه به روز جنگ به كسى مىرسد كه با قهرمانان و دلاوران رزم‌آور و روبرو گردد . - با كمك و دادخواهى براى ستمگرى كه مسئوليتش در ستم‌ها شهره است ، حق خدا را فروگذاشتى . 62 - مجزأة بن ثور سدوسى ، صحابى بزرگ در صفين اين سرود رزمى را خوانده است : - با شمشير مىزنمشان و ملاحظهء معاويه را نمىكنم ، آن گشاده چشم شكمباره را .
هامش
( 1 ) . كتاب صفين 360 ؛ شرح ابن ابى الحديد : 1 / 504 .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 233 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى