پرداخته است ، تا بدين وسيله حق را از بين ببرد و نيز به مدد بيابانگردان و قبايل جاهل و متعصب بر سر شما تاخته است و گمراهى را در نظرشان آراسته و خوب جلوه داده و عشق به آشوب را در دلشان كاشته است و حقيقت امور را از ايشان پوشانده و بر ناپاكىشان ناپاكىاى افزوده است ، و شما به خدا قسم ، بر طريق روشنى هستيد كه از پروردگارتان در رسيده و داراى برهانى مبين . با اين فرومايگان حق ناپذير و سبكسر بجنگيد و از آنها مهراسيد . چگونه در حالى كه كتابى درخشان و نيكو از پروردگارتان در دست داريد ، ممكن است از آنها بترسيد ؟ آيا از آنها مىهراسيد ؟ اگر مؤمن باشيد ، سزاوار اين است كه از خدا بترسيد . با آنها بجنگيد ، خدا آنها را به دست شما عذاب مىكند و رسوا مىسازد و شما را بر ايشان چيره و پيروز مىگرداند و دل جمعى مؤمن را خنك و شاد مىسازد . با اين دار و دستهء تجاوزكار بجنگيد كه بر سر حكومت با صاحبانش به كشمكش برخاستهاند ، بجنگيد كه من همراه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله با آنها جنگيدهام . به خدا قسم ، آنها در اين موقعيت ، پاكتر و پاكيزهتر و نيكوتر از آن موقعيت نيستند . براى نبرد با دشمن خدا و دشمن خودتان برخيزيد ، رحمت خدا بر شما باد . « 1 »
57 - در نطق سعيد بن قيس چنين آمده است : به خدايى كه بيناى بندگان است ، سوگند كه اگر فرماندهء ما مردى حبشى مىبود ، وجود هفتاد مجاهد بدرى برايمان كفايت مىنمود ، و حال آنكه رئيس و فرماندهء ما پسر عموى پيامبرمان است ، بدرىاى راستين « 2 » كه از كودكى نماز خوانده و با پيامبرتان در بزرگى جهاد كرده است ، و معاويه اسيرى است كه بند اسارت از او برداشته و آزادش كردهاند و فرزند آزاد شدهاى است . هان ! او سبكسران را گمراه كرده و به آتش دوزخ كشانده است و ننگ را به آنها ميراث داده است و خدا آنها را به ذلت و حقارت درخواهد آورد . هان ! شما فردا با دشمنتان برخورد خواهيد داشت ؛
هامش
( 1 ) . تاريخ طبرى : 6 / 9 ؛ كتاب صفين 263 ؛ الاستيعاب : 1 / 340 ؛ شرح ابن ابى الحديد : 1 / 483 ؛ جمهرة الخطب : 1 / 176 .
( 2 ) . اشاره به اين مىنمايد كه بدرى بودن على بن ابى طالب عليه السّلام مثل بدرى بودن عثمان نيست كه با ظاهر سازى و شركت ريايى باشد ، چنان كه روايت تاريخى در اين موضوع قبلا آمد .