تست ، از خدا بترس و طبق فرمانش عمل كن و در مورد حقى كه بر عهدهء تست ، دقت كن ، و برگرد به شناسايى و درك آنچه كه نمىتوانى به بهانهء ناآگاهى خود را معذور بدارى ، زيرا اطاعت خدا و عمل طبق حكمش ، نشانههاى آشكارى دارد كه مردان بلند مقام آن را به همه بشناسانند و روشهاى درخشان در اين زمينه هست و راهى هموار و مشخص و هدفى مطلوب و سرمنزلى كه هوشياران به راهش مىروند و نگونساران از آن انحراف مىجويند . هركه از آن روبگرداند ، از اسلام منحرف خواهد گشت و به سرگشتى دچار خواهد شد و خدا نعمتش را از او خواهد گرفت و زايل خواهد ساخت و كيفر خويش بر او نازل خواهد كرد . بنابراين ، به حال خودت بينديش و ملاحظه خويش را بنما ، زيرا خدا راهت را به تو نموده است ، و آن هنگام كه كارهايت به پايان رود ، به نتيجهء پر زيانى خواهى رسيد و به سر منزل كفر . هواى نفست ترا به شرارت واداشته و به سرگشتگى مبتلا ساخته و به مهلكهها كشانده است و راهت را سنگلاخ و ناهموار گردانيده است . « 1 »
22 - امام در جوابى به او مىنويسد : ما و شما به آن حال الفت و وحدتى بوديم كه ذكر كردهاى ، ديروز بدينگونه ميان ما اختلاف و تمايز حاصل گشت كه ما ايمان آورديم و شما كافر و منكر گشتيد ، و امروز بدينسان كه ما بر راه راست دين مانديم و شما از دين بلغزيديد و به درگشتيد . از شما ، هركه مسلمان گشت از روى ناچارى و اضطرار مسلمان شد و بعد از اينكه از اسلام بدش مىآمد و با رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بستيز و در حال جنگ بود .
اينك همان شمشيرى در دست من است كه در يك جا اثرش را بر جد و دايى و برادرت ديدى ، و تو به خدا قسم تا وقتى به ياد دارم ، سنگدل و كژانديش بودهاى و نابخرد . بهتر است به تو چنين بگويم : تو از نردبانى بالا رفتهاى كه به بدبختىاى منتهى خواهد شد كه تو و خانوادهات را فرا خواهد گرفت ، زيرا تو در پى غير گمشدهء خويشى و مىخواهى جز بر آنچه حق تست ، دست يا بى و به دنبال كارى هستى كه نه شايستگى و صلاحيت تصدى آن را دارى ، و نه نهاد تو با آن مناسبت دارد . چقدر حرفت از كردارت فاصله دارد ، و چقدر به عموها و دايىهايت شبيهى كه بد نهادى و آرمانهاى ناروا آنها را
هامش
( 1 ) . نهج البلاغة : 2 / 36 ، 37 .