تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
بل گمراهى او را كشانده و او به دنبالش كشيده شده است . « 1 » 13 - در نامه‌اى از امام عليه السّلام به معاويه چنين نوشته شده است : اين گمراهى و بيراهه روى را كه در سالخوردگى و سپرى شدن عمرت در وجودت ريشه دارد ، از وجود خود ريشه‌كن ساز ، زيرا تو امروز وضع جامهء پوسيده‌اى را دارى كه هرگوشه‌اش را درست كنند ، گوشهء ديگرش واخواهد رفت . تو يك نسل پر شمار از مردم را گمراه كرده‌اى ، و با بيراهه روىات فريفته‌اى ، و به درياى خويش افكنده‌اى تا تاريكىها آنها را فرا گرفته و شبهه‌هاى متلاطم به اين سو و آن سو پراكنده‌شان ساخته است ؛ در نتيجه ، از راه صواب منحرف و به يك سو گشته‌اند و رجعت كرده‌اند و به حال ديرينه بازگشته‌اند جز آن عدهء با بصيرتى كه از تو رو برگردانده و ايشان پس از شناختن تو ترا ترك كرده‌اند و از همكارى و كمك به تو سرباز زدند و به خدا روآوردند ، چون آنان را به دشوارى و گستاخى كشاندى و از راه راست و معتدل منحرف كردى . « 2 » 14 - در نامه‌اى از امام عليه السّلام به معاويه چنين آمده است : گمراهىهايى كه بروز داده‌اى ، بىشباهت به آنها نيست كه خانواده و خويشاوندانت بروز دادند ، همان‌ها كه كفر و آرمان‌هاى باطل و ناروا ، به حسدورزى نسبت به محمد صلّى اللّه عليه و آله واداشتشان تا در آنجاها كه خبر دارى ، به خاك هلاك در غلتيدند و نتوانستند هيچ‌يك از مقدسات و بزرگان خويش را حمايت نمايند و من در آن آوردگاه‌ها ، هماوردشان بودم و جنگاور آويخته به ايشان و همان كه راه بر آنان بربست و سرانشان را و سران گمراهى را بكشت و اگر خدا بخواهد اولادشان را به آن نياكان ملحق خواهم ساخت . بدا به حال فرزندى كه از پى جدى برود كه جايگاه و قرارگاهش دوزخ است . « 3 » 15 - اين قسمت ديگرى از نامهء حضرتش به معاويه است : ديرگاهى است كه تو و
هامش
( 1 ) . العقد الفريد : 2 / 233 ؛ الكامل ، مبرد : 1 / 157 ؛ كتاب صفين 64 ؛ الامامة و السياسة : 1 / 77 ؛ نهج البلاغة : 2 / 5 ؛ شرح ابن ابى الحديد : 1 / 252 و 3 / 302 . ( 2 ) . نهج البلاغة : 2 / 41 ؛ شرح ابن ابى الحديد : 4 / 50 . ( 3 ) . شرح ابن ابى الحديد : 4 / 50 .