در همين نامه چنين آمده : اگر خدا تو و پسر جگرخوار را به چنگ من درآورد ، شما را به آن عده از قريش ملحق خواهم ساخت كه بر پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله ستم كردند و خدا آنان را به قتل رساند ، و در صورتى كه به چنگم نيفتاديد و بعد از من زنده مانديد ، خدا به تنهايى حسابتان را خواهد رسيد ، و براى انتقام گرفتن از شما انتقام او كفايت مىكند و هم كيفر او كافى است .
28 - در نامهاى به محمد بن ابى بكر و مردم مصر مىنويسد : از تبليغات پسر هند دروغساز بر حذر باشيد ، و بينديشيد و بدانيد كه امام هدايتگر و پيشواى گمراهكننده برابر نيستند و نه وصى پيامبر با دشمن پيامبر ؛ خدا ما و شما را جزو كسانى قرار بدهد كه دوستشان مىدارد و از آنان خشنود است . « 1 »
29 - در جواب محمد بن ابى بكر - كه نامههايى را كه معاويه و عمرو عاص برايش نوشته بودند ، به خدمت امام عليه السّلام فرستاده بود - چنين نوشت : نامهء معاويهء زشتكار زشتكارزاده و عمر و زشتكار كافرزاده را خواندم . آن دو كه در نافرمانى خدا به هم علاقه مىورزند و در كار حكومت و رشوه خوارى باهم توافق دارند و در زندگى دنيا نكوهيده سيرتند . « 2 » آنها از كردهء خويش بهرهبردارى و عشرت مىكنند ، همانطور كه پيشينيانشان از كردهء خويش بهره بردند و عشرت ساختند . گزافهگويى آنها به تو ضررى نمىزند . « 3 »
[ نامه امام علي ( ع ) به مردم عراق ]
30 - در نامهاى به مردم عراق چنين مىفرمايد : خدا شما را رحمت نمايد . كسانى را كه در ميان شما خوابند ، بيدار سازيد و بر سر عقيده و هدف درستتان همداستان شويد و براى جنگ با دشمنان مهيا گرديد ، زيرا پرده از كار برافتاده و صبحدم در برابر ديدگان انسان با بصيرت جلوه آراسته است ، و حقيقت چنين است كه شما با آزادشدگان فتح مكه و فرزندانشان مىجنگيد ، با آنها كه جفاكارند و سختدل ، با آنها كه از روى ناچارى اظهار اسلام نمودند ، با آنكه در برابر پيامبر خدا سراسر ستيز و جنگجويى بود ، با
هامش
( 1 ) . شرح ابن ابى الحديد : 2 / 26 ؛ جمهرة الرسائل : 1 / 541 .
( 2 ) . يا چنان كه در شرح ابن ابى الحديد آمده : نسبت به دينداران بزرگى مىفروشند .
( 3 ) . تاريخ طبرى : 6 / 58 ؛ شرح ابن ابى الحديد : 2 / 32 .