تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
بعيد و ناسازگار است ، و خدا داناتر است . « 1 » مىپرسيم : از احوال معاوية بن تابوت خبر دارى ؟ و در تاريخ از وى چيزى خوانده‌اى ؟ او كيست و فرزند كه ؟ چه وقت به دنيا آمده و كجا بوده و چه كسى او را ديده و از او حديث و روايت شنيده است ؟ و چه كسى روايت و سخنش را به ابو بكر بن ابىداود رسانده است ؟ و آيا او طبق قسمى كه خورده ، عمل كرده است ؟ آيا اصحاب پيامبر او را بر فراز منبر ديده و او را كشته‌اند ؟ يا تا امروز هيچ كس او را نديده و تا ابد نخواهدش ديد ؟ نظير اين تأويل در مورد روايت فاطمه دختر قيس آمده است كه مىگويد : به رسول خدا عرض كردم : معاويه و ابو جهم از من خواستگارى كرده‌اند . پيامبر فرمود : معاويه گدايى بىپول است . رافعى مىگويد : او غير از معاوية بن ابى سفيان است كه به خلافت رسيده ، او معاويهء ديگرى است . « 2 » آرى ، رافعى به طرفدارى پسر هند جگرخوار ، و به علت دوستى وى چنين تأويل كرده است ، اما نووى مىگويد : اين غلطى آشكار است ، و در صحيح مسلم دربارهء اين حديث آمده است كه او معاوية بن ابى سفيان است . مسلم و ابو داود و نسائى و طيالسى و بيهقى ، معاويه‌اى را كه نامش در آن حديث آمده ، پسر ابو سفيان خوانده‌اند . « 3 » بنابراين ، تأويل آن به اين‌كه مقصود غير از معاوية بن ابى سفيان است ، بنا به گفتهء نووى غلطى آشكار است . ابن كثير و ابن حجر براى تغيير و تقلب در حديث « فاقتلوه » نقشهء ديگرى كشيده و به اجرا گذاشته‌اند . ابن كثير در تاريخش مىنويسد : اين حديث بدون شك دروغ است و اگر صحيح مىبود ، قطعا اصحاب به انجام دستور پيامبر مىپرداختند ، زيرا ايشان در اجراى فرمان خدا دستخوش سرزنش سرزنشگران نمىشدند . « 4 » ابن حجر هم مىنويسد : به
هامش
( 1 ) . اللئالى المصنوعة : 1 / 425 . ( 2 ) . الاصابة : 3 / 498 . ( 3 ) . صحيح مسلم : 4 / 195 ؛ سنن ابى داود : 1 / 359 ؛ سنن نسائى : 6 / 208 ؛ مسند طيالسى 228 ؛ السنن الكبرى ، بيهقى : 7 / 471 . ( 4 ) . تاريخ ابن كثير : 8 / 133 .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 207 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى