دستورش كه براى آن جماعت به صحت و ثبوت پيوسته است ، عمل كردند به اين دستور كه هرگاه براى دو خليفه بيعت گرفته شد ، نفر دومى را بكشيد ؟ يا به اين فرمانش كه هر كس خواست كار اين امت را در حالى كه متحد است ، به پراكندگى كشاند ، هركه مىخواهد باشد ، او را با شمشير بزنيد ؟ يا اين فرمان كه هرگاه ديگرى آمد ، با آن امام به كشمكش پرداخت ، گردن اين دومى را بزنيد ؟ و ديگر فرمانها كه در احاديث صحيح آمده است و برخى را در همين جلد نوشتيم ؟ « 1 »
10 - از طريق زيد بن ارقم و عبادة بن صامت ، روايتى آمده است منسوب به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله كه فرمود : هرگاه معاويه و عمرو بن عاص را در حال اجتماع يافتيد ، آنها را از هم بپراكنيد ، زيرا آن دو براى كار خير گرد هم نمىآيند . « 2 »
11 - روايتى است منسوب به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله كه مىفرمايد : از اين راه مردى در برابرتان ظاهر خواهد شد كه وقتى مىميرد ، بر غير سنت من است . ناگاه معاويه سر مىرسد . « 3 »
12 - در نامهاى از مولاى متقيان امير مؤمنان على عليه السّلام به معاويه چنين آمده : نامهات رسيد ، نامهء كسى كه بصيرتى ندارد تا هدايتش نمايد و نه رهبرى تا به راه خردمندانهاش درآورد . هواى نفسش او را خوانده و او آن دعوت را اجابت نموده است ، بل گمراهى او را كشانده و او به دنبالش كشيده شده است ، تا آنجا كه گويد : اما افتخاراتم در دورهء اسلام ، و خويشاوندىام با پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله و منزلتم نسبت به قريش را به جان خودم اگر مىتوانستى انكار يا رد نمايى ، انكار و رد مىكردى .
و به روايتى ديگر چنين عبارتى : از طرف تو اندرزى دراز و نامهاى مركب آلود به من رسيد ، نامهاى كه با گمراهىات نگاشته و با عقايد و نظريات تباهت امضا كرده و به پايان رساندهاى ، نامهء كسى كه بصيرتى ندارد تا هدايتش نمايد و نه رهبرى تا به راه خردمندانهاش درآورد . هواى نفسش او را خوانده و او آن دعوت را اجابت نموده است ،
هامش
( 1 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 1 ) : 10 / 20 .
( 2 ) . همان : 2 / 127 .
( 3 ) . نصر بن مزاحم اين روايت را در كتاب صفين آورده است .