تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
خطيب بغدادى مىگويد : اين حديث را جز بدين صورت ننوشته‌ام ، و رجال سندش آن عده كه بين محمد بن اسحاق و ابو زبير قرار دارند ، همگى مجهولند . « 1 » ذهبى در ميزان الاعتدال و ابن حجر در لسان الميزان در شرح حال حسن بن كثير و بكر بن أيمن و عامر بن يحيى مىگويند كه اينها مجهولند . البته ، اظهار نظر علماى رجال دربارهء ابو زبير محمد بن مسلم مكى از لحاظ اينكه آيا مورد اعتماد است يا مورد ايراد و اشكال ، مختلف است . ابن كثير دربارهء سند اين روايت اعلام داشته كه سندى مجهول است . « 2 » جزء اضافى اين روايت ، يعنى « زيرا او امين و مورد اطمينان است » ، شاهدى قوى و زنده است بر بطلان روايت و ساختگى بودنش ، و دربارهء امانت و درستكارى اين موجود قبلا داد سخن داده‌ايم . « 3 » پس از اينها يكى ديگر پيدا شده كه خبر نداشته عده‌اى « فاقتلوه » را در آن حديث به « فاقبلوه » تبديل كرده‌اند و در نتيجه ، « او را بكشيد » تبديل شده به « آن را بپذيرد » ، يا خبر داشته ، ولى از آن تحريف خوشش نيامده و روايتى ساخته است بدانگونه كه معاويه غير از معاوية ابن ابى سفيان باشد . حافظ ابن عساكر روايتى ثبت كرده از محمد بن ناصر حافظ ، از عبد القادر بن محمد ، از ابن اسحاق برمكى ، از احمد بن ابراهيم بن شاذان كه گفت : ابو بكر بن ابى داود وقتى حديث « هرگاه معاويه را بر فراز منبرم ديديد ، او را بكشيد » را برايم خواند ، گفت : اين ، معاوية بن تابوت سر دستهء منافقان است كه قسم خورده بود بر منبر پيامبر ادرار و كثافتكارى نمايد ، و او معاوية بن ابى سفيان نيست . سيوطى در كتاب اللئالى پس از ذكر اين روايت مىگويد : اين احتياج به نقل دارد ، اما چه كسى آن را نقل و روايت كرده است ؟ من مىگويم : ابن عساكر گفته است : اين تأويلى
هامش
( 1 ) . در تاريخ بغداد چنين نوشته است و آن را عينا ابن حجر در لسان الميزان : 2 / 247 ثبت كرده است . در اللئالى المصنوعهء سيوطى : 1 / 426 به نقل از تاريخ بغداد چنين آمده است : خطيب مىگويد : محمد بن اسحاق بسيار خطا كرده و احاديث ناشناخته و نكوهيده آورده است و رجالى كه پس از نام وى اسمشان آمده ، تا مىرسند به ابو زبير ، همگى ناشناخته و مجهولند . ( 2 ) . تاريخ ابن كثير : 8 / 133 . ( 3 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 1 ) : 5 / 264 و 9 / 292 .