آيا ابو بكر و عمرى كه مژدهء بهشت يافتهاند ، همان دو نفرى هستند كه جگرگوشهء پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ، صديقهء طاهره ، به هنگام وفات از آنها ناراضى و خشمگين بود ؟ آيا همان دو نفرى هستند كه به ايشان فرمود : خدا و فرشتگانش را گواه مىگيرم كه شما دو نفر مرا به خشم آورديد و خشنود نساختيد ، و اگر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را ملاقات كردم ، از شما به او شكايت خواهم برد ؟ همان دو نفرى كه مادر حسن و حسين - آن دو سرور بهشتيان - گريان و نالهكنان بانگ شكايت بر عليه آنان برداشت كه آه پدرم ! اى پيامبر خدا ! پس از تو چه مصيبتها كه از دست پسر خطاب و پسر ابو قحافه نكشيديم ! همانها كه ميراث خاندان پيامبر را به يغما بردند و سخن امير المؤمنين على عليه السّلام در حقشان راست آمد كه فرمود : در حالى كه خار در ديده و استخوان در گلويم خليده بود ، شكيبايى ورزيدم و نگريستم كه ميراثم به يغما مىرود . اين همان ابو بكرى است كه فاطمه ، سلام اللّه عليها ، وصيت كرد بر او نماز نگزارد و در تشييع جنازهاش حاضر نشود ، و او و رفيقش حاضر نشدند . آيا اين همان است كه دختر عزيز پيامبر پاك و اقدس به او گفت : در هرنمازى كه مىخوانم ، ترا نفرين مىكنم ؟ و همان كه حرمت خانهء فاطمه عليها السّلام را پايمال ساخت و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را بدان وسيله آزرد ؟ البته ، كسانى كه پيامبر خدا را مىآزارند ، عذابى دردناك خواهند داشت . « 1 »
آيا عمر اين روايت را راست مىپنداشت و باور داشت و در عين حال ، از حذيفهء يمانى كه از نام منافقان آگاه بود ، مىپرسيد كه آيا او خود از شمار منافقان است و آيا پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله نام او را در رديف آنها آورده است ؟ « 2 » آيا روزى كه در دورهء خلافتش از ملقب شدن به ابو عيسى نهى كرد ، و مغيره به او گفت كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله وى را به آن ملقب ساخته است و عمر در جوابش گفت : پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از او درگذشته است و نمىدانيم چه بر سرمان خواهد آمد ، و لقبش را تغيير داد و ابو عبد اللّه ناميد ، آيا در آن روز از اين بشارت اطلاع داشت ؟ « 3 » اگر واقعا مژدهء بهشت به او داده شده بود ، پس چطور نمىدانست چه بر سرش خواهد آمد و چه سرنوشتى خواهد داشت ؟ آيا اين همان عمرى است كه على را
هامش
( 1 ) . توبة 9 / 61 .
( 2 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 6 / 241 .
( 3 ) . همان : 6 / 308 .