تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
مىشود و جز اين دو ، كسى آن را روايت نكرده است . طريق روايى عبد الرحمن بن عوف منحصر است به عبد الرحمن بن حميد بن عبد الرحمن زهرى از پدرش كه گاهى از عبد الرحمن بن عوف و زمانى مستقيما از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله روايت كرده است . اين سند ، باطل است و ناتمام ، زيرا با توجه به درگذشت حميد بن عبد الرحمن معلوم مىشود كه وى صحابى نبوده ، بلكه تابعى بوده است و عبد الرحمن بن عوف را درك نكرده تا از او روايت كند . وى در سال 105 هجرى « 1 » به سن 73 سالگى درگذشته است ، بنابراين ، متولد سال 32 بوده است ، سالى كه عبد الرحمن بن عوف وفات يافته ، يا به فاصلهء يكسال از آن درگذشته است . به همين سبب ، ابن حجر روايت حميد از عمر و عثمان را منقطع مىداند « 2 » و عثمان پس از عبد الرحمن بن عوف درگذشته است و طبعا روايت وى از عبد الرحمن بن عوف منقطع خواهد بود . بنابراين ، اين سند صحيح نيست . پس طريق روايت منحصر مىشود به شخص سعيد بن زيد كه خود را از عشرهء مبشره شمرده است و آن را در دورهء معاويه در كوفه روايت كرده است ، چنان كه اين را در صدر روايت ديدم . البته ، اين حديث از وى تا آن زمان شنيده نشده است و هيچ كس پيش از آن از وى نقل ننموده و فقط در آن زمان كه دورهء تبهكارى و جعل حديث و تبليغات سوء بوده ، به زبان آورده است . كسى از اين صحابى نپرسيد كه چه سرّى در كارش بوده كه آن حديث را مكتوم داشته و تا زمان معاويه نقل نكرده است ، و هيچ از آن نيز در دورهء خلفاى راشدين ياد ننموده است ، دوره‌اى كه ايشان و ديگر اصحاب سخت نيازمند چنين روايتى بوده‌اند تا موضع خويش را محكم سازند و آن را حجت آورند و در اقناع منطقى ديگران به كار گيرند و از خونريزىها جلوگيرى نمايند و بسيار حقوق را كه در آن سال‌هاى پركشمكش و خونين پايمال گشته ، محفوظ و در امان دارند ؟ پندارى اين حديث روزى كه معاويه بر تخت سلطنت نشسته و رژيم تباهش را بر مسلمانان تحميل كرده ، به سعيد بن زيد الهام گشته است ، نه اينكه آن را دهها سال پيش از پيامبر گرامى شنيده باشد .
هامش
( 1 ) . اين تاريخ وفات را احمد حنبل ، فلاس ، حربى ، ابن ابى عاصم ، ابن خياط ، ابن سفيان و ابن معين برگزيده‌اند . ( 2 ) . تهذيب التهذيب : 3 / 46 .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 172 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى