تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
گمان قوى مىبرم كه سعيد بن زيد هنگامى كه نتوانست حملات و دشنام‌هاى مخالفين امير المؤمنين على عليه السّلام را تحمل كند و در برابر كسانى كه معاويه بر كوفه گماشته بود ، مقاومت نمايد و نسبت به دستگاه حاكمه نيز موضع مخالف گرفته بود ، چنان كه از بيعت با يزيد و موافقت با ولايتعهدى او خوددارى ورزيده و در آن مورد به مروان بن حكم سخنى خشن گفته بود « 1 » ، بر جان خويش از تصميمات تعرضى معاويه ترسيده است و براى اين‌كه خود را از آسيب وى برهاند ، اين روايت را جعل كرده تا آن را سپر حمايت خويش گرداند و اتهام علاقه‌مندى و عشق على عليه السّلام را كه به وى مىزده‌اند ، بر طرف سازد ، چه در آن زمان ، هركه را به طرفدارى و عشق على عليه السّلام متهم مىساختند ، به معرض شكنجه و آزارهاى گوناگون و زندان و اعدام درمىآمد . بدينسان ، با جعل اين حديث ، و بخشيدن بهشت به مخالفان و دشمنان على عليه السّلام و كسانى كه از بيعتش سرپيچيده و عليه خلافتش قيام مسلحانه كرده‌اند ، حاكم وقت را خشنود گردانيده و خطر مرگ و آزار را از خود دور ساخته است . سران مخالفان على را در يك صف قرار داده و هيچ كس ديگر را در رديفشان ننشانده و هيچ‌يك از دوستداران على عليه السّلام و شيعهء او را و سروران اهل بهشت را چون سلمان و ابوذر و عمار و مقداد ، همطراز ايشان ندانسته است ، پندارى بهشت را براى همين چند نفر آفريده‌اند ، و با اين عمل توجه حاكم را به خود جلب كرده است در شرايطى كه به پاى هرجاعل تبهكار و هردروغسازى كه چيزى از اين گونه مىساخت ، خروارها زر و سيم مىريختند . اگر پاى شمشير و زر و سيم در بين نبود و عقل و انصاف و ايمان داور بود ، هيچ كس متن و مضمون اين روايت را نمىپذيرفت و هرگز على عليه السّلام در بهشت با مخالفان و دشمنان و اضدادش فراهم نمىآورد ، در حالى كه مسلم است متناقضان و اضداد فراهم نمىآيند و وحدت و همسانى نمىيابند . همه مىدانند كه رفتار و تاريخ حيات على عليه السّلام غير از رفتار و تاريخ حيات آن ديگران است و او همان مردى است كه در شوراى شش نفره وقتى پيروى از شيوهء ابو بكر و عمر را شرط انتخابش به خلافت گرفتند ، چشم از خلافت پوشيد تا به
هامش
( 1 ) . تاريخ ابن عساكر : 6 / 128 .