تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
مىخوانده‌اند . گفت : پسر جان ! او در نقل حديث ساختگى و در جعلش تعمد داشت . ابو نعيم بن عدى مىگويد : در منزل ابو حاتم رازى ، در حالى كه ابن خراش و جمعى از مشايخ و استادان و حديث دانان اهل رى حضور داشتند ، شنيدم كه نام ابن حميد را آوردند و همآوا گفتند كه وى در روايتش جدا ضعيف است و چيزهايى را كه نشنيده و نياموخته ، نقل مىكند ، و احاديث علماى حديث بصره و كوفه را مىگيرد و آنها را از قول علماى اهل رى نقل مىكند . ابو العباس بن سعيد مىگويد : داود بن يحيى مىگفت : از ابن خراش چنين شنيدم كه ابن حميد براى ما حديث مىگفت و به خدا قسم ، دروغ مىگفت . سعيد بن عمرو بردعى مىگويد : از ابو حاتم پرسيدم : آيا محمد بن حميد رازى را به درستى مىشناسى ، او چگونه كسى است ؟ گفت : استاد حديثى از خلقانيين به من اطلاع داده بود كه كتاب حديثى از ابو زهير دارد ، نزدش رفته آن را مطالعه و بررسى كردم ، ديدم حديث ابو زهير نيست ، بلكه روايات على بن مجاهد است ، اما او حاضر نشد دست از آن بردارد . من برخاستم و به رفيقم گفتم : اين دروغسازى است كه در دروغسازى مهارت ندارد . بعدها نزد محمد بن حميد رفتم و او همان كتاب حديث را پيشم آورد . از محمد بن حميد پرسيدم : اين را از كه شنيده و آموخته‌اى ؟ گفت : از على بن مجاهد ، و آنگاه آن را برخواند و در آن چنين آمده بود : على بن مجاهد براى ما حديث كرد . . . ، به تعجب افتادم و نزد جوانى رفتم كه همراهم بود و دستش را گرفتم و رفتيم نزد آن استاد حديث از خلقانيين و از او دربارهء كتاب حديثى پرسيدم كه به ما نشان داده بود . گفت آن را محمد بن حميد از من به عاريت گرفته است . ابو حاتم مىگويد : اين را دليل گرفتم بر اين‌كه اشاره دارد به اين‌كه آن مكشوف و برملا گشته است . ابن خزيمه مىگويد : رواياتش نقل نكردنى است . نسائى مىگويد : كسى نيست . كتانى مىگويد : از نسائى پرسيدم : سخنت مؤكد و قطعى است ؟ گفت : آرى . پرسيدم : هيچ روايتى از او ثبت نكرده‌اى ؟ گفت : نه . در جاى ديگر مىگويد : دروغسازى است ، و