كسانى كه چنين دروغى را روايت و نقل كردهاند اعتماد نخواهد كرد . اكنون اشارهاى به راويان مذكور مىنماييم :
1 - 33 - ابو طالب عشارى محمد بن على بن فتح :
ذهبى رواياتى از او ذكر كرده و آنها را جعلى خوانده و گفته است : خدا روى جاعلش را سياه كند ، و محدثان بغداد را بايد نكوهش كرد كه گذاشتهاند عشارى چنين اباطيلى را روايت كند . همچنين پس از اينكه خطيب بغدادى او را ثقه شمرده مىگويد : حجت نيست . « 1 »
2 - 33 - ابو الحسن بردعى :
خطيب بغدادى مىنويسد : از او حديث نوشتهام و رواياتش قابل تأمل و ترديد است ، هرچند مقدار زيادى روايت ننموده است . « 2 »
3 - 33 - ابو الحبيش فقيه :
مجهولى است كه او را نشناختهاند .
4 - 33 - صدقه :
مجهولى است كه از او به نيكى و نيك رفتارى ياد نشده است .
5 - 33 - عمر بن ليث :
مجهولى ناشناس است .
6 - 33 - محمد بن جعفر كه همان مدائنى است .
احمد دربارهاش مىگويد : از او حديث شنيده ، اما هرگز روايت نكردهام و هرگز چيزى از او روايت نخواهم كرد . عقيلى وى را در رديف راويان ضعيف آورده و نظر احمد حنبل را دربارهاش نوشته است . ابن قانع مىگويد : ضعيف است . ابن عبد البر مىگويد : به نزد استادان علم حديث ، قوى شمرده نمىشود . ابو حاتم مىگويد : رواياتش نوشتنى ، ولى غير قابل استدلال استناد است . « 3 »
هامش
( 1 ) . ر ك : ميزان الاعتدال : 2 / 107 .
( 2 ) . تاريخ بغداد : 2 / 253 .
( 3 ) . تهذيب التهذيب : 9 / 99 .