7 - 33 - موسى بن خلف عمى بصرى :
آجرى دربارهاش مىگويد : قوى نيست و از قول ابن معين آمده كه ضعيف است .
ابن حبّان مىگويد : بسيار روايات نادرست و زشت آورده است . دارقطنى مىگويد : قوى نيست ، ولى از رواياتش مىشود چيزى فهميد . « 1 »
8 - 33 - ابراهيم بن ابى سعيد خدرى :
از ابو سعيد خدرى پسرى بدين نام در تاريخ ياد نگشته است و به گمانم درست آن ابراهيم نخعى از ابى سعيد خدرى باشد و خدا داناتر است .
34 - نحاس در كتاب معانى القرآن روايتى ثبت كرده است از ابو عبد اللّه احمد بن على بن سهل ، از محمد بن حميد ، از يحيى بن ضريس ، از زهير بن معاويه ، از ابو اسحاق ، از براء بن عازب كه مىگويد : عرب بيابانگردى در حجة الوداع به خدمت رسول خدا كه در عرفات بر ماده شترى ايستاده بود ، رفت و گفت : من مردى مسلمانم ، برايم اين آيه را توضيح بده :
كسانى كه ايمان آورده و كارهاى پسنديده كردهاند ، بدانند كه ما پاداش كسى را كه كار نيكو كرده باشد ضايع نمىگردانيم . ايشان را بهشتهاى عدنى خواهد بود و از زير پاهاشان نهرها روان است و در آنها دستبندهاى زرين بر خويش مىآرايند و جامههاى سبز رنگ از ديباى نازك و ستبر مىپوشند . « 2 » پيامبر خدا فرمود : تو از ايشان دور نيستى و نه ايشان از تو دورند ، آنان اين چهار نفرند : ابو بكر و عمر و عثمان و على . بنابراين ، به قبيلهء خويش بياموز كه اين آيه دربارهء ايشان نازل گشته است . اين را قرطبى نوشته است . « 3 » و ما همهء آن را الحمد للّه با اجازه روايت كرديم .
تعجبآور است كه مفسرى بزرگ چنين دروغ رسوايى را با سندى سست و واهى با اجازه روايت مىكند و خدا را سپاس مىگويد كه سخنى نامربوط و بى جا گفته و به پروردگارش و به پيامبرش دروغ بسته و بهتان آورده است ! پناه بر خدا از روايت بىدرايت ، و از نقل بىتدبر و بىتعقل .
هامش
( 1 ) . تهذيب التهذيب : 1 / 342 .
( 2 ) . كهف 18 / 30 ، 31 .
( 3 ) . تفسير قرطبى : 10 / 398 .