تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 144

مساهمون:

ص١٤٤
سپس عثمان . « 1 » در روايت يكى از بوستان‌هاى مدينه از قول بلال چنين آمده است : ابو بكر آمد و اجازه خواست ، بعد عمر آمد ، سپس عثمان . « 2 » در حديث بشارت بهشت از قول عبد اللّه بن عمر چنين آمده است : ابو بكر آمد و اجازه خواست ، بعد عمر آمد و اجازه خواست ، سپس عثمان . « 3 » در حديث نامزدى فاطمهء زهرا عليها السّلام چنين آمده است : ابو بكر آمد ، بعد عمر ، سپس على . « 4 » در حديث بناى مسجد مدينه از قول عايشه چنين آمده است : ابو بكر سنگى آورد و بگذاشت ، بعد عمر سنگى آورد و بنهاد ، سپس عثمان سنگى آورد و بنهاد . « 5 » آيا اين‌كه بدينگونه از پى هم درمىآيند ، به حكم قدر است ؟ يا در زمان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله با هم قرار داشته‌اند كه چنين وارد شوند و جز به اين ترتيب در نيايند ؟ يا يك قانون طبيعى است كه تخلف نمىپذيرد و استثنا برنمىدارد ؟ يا اتفاقى است ، ولى در تمام موارد به يك گونه صورت مىپذيرد ؟ و يا دلخواه جاعلان روايت است كه مىخواهند ترتيب و مرتبه و درجات آنان چنين بوده باشد ؟ ممكن است از آن ميان فقط همين فرض اخير محقق و مسلم باشد .

[ حديث جعلي از زيد بن اوفي ]

28 - از زيد بن اوفى چنين نقل شده است كه گفت : به مسجد رسول خدا درآمدم [ يا ] در مسجد مدينه بوديم كه رسول خدا در رسيد و پرسيد فلانى كجاست ؟ فلانى كجاست ؟ و همچنان به دنبال ايشان فرستاده حالشان مىپرسيد تا در حضورش گرد آمدند . در اين هنگام ، خدا را سپاس و ستايش كرد و فرمود : سخنى برايتان مىگويم آن را حفظ كنيد و بفهميد و براى كسانى كه پس از شما خواهند آمد ، نقل نماييد :
هامش
( 1 ) . مجمع الزوائد ، هيثمى : 9 / 57 . ( 2 ) . فتح البارى : 7 / 30 . ( 3 ) . تاريخ ابن كثير : 7 / 202 . ( 4 ) . ذخائر العقبى 27 . ( 5 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 1 ) : 5 / 287 .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 144 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى