تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
6 - در نبرد جمل سرخ موى . 7 - روزى كه در عقبه به كمين پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نشستند تا شترش را برمانند و دوازده نفر بودند ، از جمله ابوسفيان . « 1 » اين موارد را امام حسن مجتبى عليه السّلام ، نوادهء پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله نيز برشمرده است . گويى اين همان ابو سفيانى نيست كه وقتى مسلمانان قبيلهء بنى جحش بن رئاب از مكه به مدينه هجرت كردند ، خانه‌هاى آنان را تصاحب كرد و به عمرو بن علقمه فروخت و در اين‌باره چنين سروده‌اند : - به ابو سفيان از كارى بگو كه عاقبتش پشيمانى است . - بگو : خانهء پسر عمويت را فروختى تا با پولش غرامت جنگى بپردازى . - خانهء كسانى را كه با شما پيمان داشتند و همعهد بودند . - برگير آن را برگير آن را كه چون طوقى به گردنت آويختى . « 2 » پندارى او همان نيست كه اين قصيده را پس از جنگ احد سروده است : - با آنان مىجنگم و بانگ پيروزى سر مىدهم و با پايهء صليب آنان را مىرانم و از گرد خويش مىپراكنم . - مويه كن اى زن كافر ، و به سخن دشمن اعتنايى نكن و از گريه و شيون خسته مشو . - پدرت و برادرانش از پى هم به خاك افتادند ، از اشك خويش به آنان بهره‌اى ده . - و آتش كينه و اندوهى را كه در دل است فرو بنشان ، زيرا همهء اشراف قبيلهء بنى نجار را كشتم . - و از خاندان هاشم دلاورى جوانمرد را و حمزه را كشتم كه در هنگامهء نبرد بىهراس و پايمرد بود . - اگر آتش كينه‌ام را با خونشان فرونشانده بودم ، تيرى در دلم همواره مىخليد و دلم را مىخراشيد و به اندوه مىكشيد . - در حالى برگشتند كه ژنده پوشانشان زخم برداشته بودند و يكى كوفته بود و ديگرى
هامش
( 1 ) . شرح ابن ابى الحديد : 2 / 102 ، 103 . ( 2 ) . سيرهء ابن هشام : 2 / 117 .