تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
مبالغه در فضيلت تراشى و نسنجيده سخن گفتن دربارهء اين و آن . 12 - ابن عساكر و ابن منده و خلعى و طبرانى و عقيلى از سهل بن يوسف بن سهل بن مالك ، از پدرش ، از جدش چين ثبت كرده‌اند : وقتى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از حجة الوداع به مدينه برگشت ، به منبر رفته پس از سپاس و ستايش خدا فرمود : اى مردم ! ابو بكر به هيچ وجه مرا نيازرده ، پس اين حق را براى او بشناسيد . اى مردم ! من از ابو بكر و عمر و عثمان و على و طلحه و زبير و سعد و عبد الرحمن بن عوف و مهاجران نخستين خشنودم ، پس اين حق را براى آنان بشناسيد . اى مردم ! خدا از مجاهدان بدر و حديبيه درگذشته است . اى مردم ! احترام مرا در مورد اصحاب و خويشاوندان و دامادهايم نگهداريد ، مبادا خدا شما را به خاطر ستمى كه بر يكى از ايشان روا داشته‌ايد ، بازخواست كند ، زيرا عذرتان پذيرفته نخواهد بود . اى مردم ! زبان خويش از بدگويى مسلمانان بازگيريد ، و چون تنى از مسلمانان درگذشت ، از او به نيكى ياد كنيد . « 1 » ابن عبد البر مىنويسد : روايت سهل بن مالك ، بر وجود خالد بن عمرو قرشى اموى مىچرخد و او زشت روايت است و روايتش متروك . او پس از ذكر اين روايت مىگويد : روايتى زشت و جعلى است . دربارهء وى گفته‌اند كه از انصار است ، لكن اين سخن صحيح نيست . همچنين در سند روايتش افراد ناشناخته و مجهولى كه به ضعف روايت مشهورند ، قرار دارند و روايتش بر وجود سهل بن يوسف بن مالك بن سهل مىچرخد كه از پدرش ، از جدش روايت مىكند و جملگى ناشناخته‌اند . « 2 » ابن منده مىگويد : روايتى عجيب و بيگانه است كه جز بدين صورت آن را نديده‌ايم . عقيلى مىگويد : سندش مجهول است و قابل پيروى نيست . عجيب است كه حافظان حديث ، دربارهء اين روايت مىگويند : عجيب و بيگانه و ناشناخته است ، و خود آن را از طريق خالد بن عمرو ثبت كرده‌اند ، در حالى كه در همين كتاب « 3 » ديديم كه اساتيد سندشناسى و علم رجال گفته‌اند كه او دروغگويى روايت ساز است و از زبان راويان ثقه
هامش
( 1 ) . تاريخ ابن عساكر : 6 / 127 ؛ الاستيعاب : 2 / 572 . ( 2 ) . الاستيعاب : 2 / 573 . ( 3 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 8 / 48 ، 49 .