تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
پندارى او همان نيست كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله در جنگ احد در نماز صبح پس از ركعت دوم او را چنين لعنت فرستاد : خدايا ابوسفيان را لعنت كن و صفوان بن اميه و حارث بن هشام را « 1 » ، و يا همان نيست كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله در هفت مورد او را لعنت كرد و هيچ كس نمىتواند منكر واقعيت آنها شود ، به اين ترتيب :

[ مواردي كه پيامبر ابوسفيان را لعنت كرد ]

1 - روزى كه با پيامبر صلّى اللّه عليه و آله كه از مكه به طايف مىرفت تا قبيلهء ثقيف را به اسلام دعوت كند ، برخورد و با او گلاويز شد و دشنامش داد و بد گفت و او را دروغگو خواند و تهديدش كرد و در صدد برآمد به حضرتش آسيب برساند و خدا و پيامبرش بر او لعنت فرستادند و سوء قصدش را خنثى ساختند . 2 - روزى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به تعرض عليه كاروان كفار قريش كه از شام مىآمد ، پرداخت و ابو سفيان كاروان را بگردانيد و به سوى راه ساحلى كج كرد و مسلمانان از پىاش نرفتند و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله او را لعنت فرستاد و نفرينش كرد و به خاطر همين حادثه جنگ بدر بعدا درگرفت . 3 - در احد وقتى ابوسفيان در پايين كوهسار قرار گرفت و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بر فراز كوه بود ، و او پيوسته فرياد مىزد : هبل را بر آور ، پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله ده بار بر او لعنت فرستاد و هربار مسلمانان با او همصدا گشتند لعنتش فرستادند . 4 - روزى كه قبايل مشرك و مهاجم را همراه غطفان و يهود به جنگ مسلمانان آورد و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بر او لعنت فرستاد . 5 - هنگامى كه همراه كفار قريش آمد و راه را بر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و مسلمانان كه عازم حج بودند ، بست ، يعنى روز حديبيه ، و بر اثر آن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بر او و همهء سران كفار لعنت فرستاد و فرمود : همگى مورد لعنتند و در ميانشان كسى نيست كه ايمان بياورد . پرسيدند : اى پيامبر خدا ! آيا اميد مسلمان شدن هيچ‌يك از آنان نمىرود و اگر اميد مىرود ، چگونه مورد لعنت قرار مىگيرند ؟ فرمود : لعنت گريبانگير هيچ‌يك از پيروانشان و تودهء رعايا نمىشود ، امام سران و فرماندهان ، هيچ كدام رستگار نمىشوند و از اثر لعنت نمىرهند .
هامش
( 1 ) . تفسير طبرى : 4 / 58 ؛ جامع ترمذى - به نقل از : نيل الاوطار ، شوكانى : 2 / 398 .