پسرى نابالغ بوده و پيامبر او را كوچك شمرده و در بيعت رضوان شانزده سال بيشتر نداشته است « 1 » ، و ديگرى خود عثمان كه در هيچيك از موارد حضور نداشته است .
بنابراين ، روايت را دو نفر به هنگام محاصرهء عثمان ساختهاند ، يكى پسرى نابالغ و ديگرى كسى كه خود شاهد و ناظر آنچه روايت كرده نبوده است ، و تنها كسى كه پارهاى از حرفهاى آن دو را نقل كرده انس است .
عجيب اينكه عبد الرحمن بن عوف ، برادر پيمانى عثمان « 2 » و رفيقش كه او را به مسند حكومت نشاند و خود در بدر و احد شركت داشت ، تا روز محاصرهء عثمان هيچيك از اين عذر و بهانهها و توجيهات را نشنيده بود ، و اگر اينها ذرهاى حقيقت مىداشت ، زبانزد همگان مىبود و در انجمنها به بحث درمىآمد ، نه اينكه هيچ كس نشنود و عبد الرحمن بن عوف زبان به نكوهش و طعنهء عثمان بگشايد كه در آن دو نبرد شركت نجسته و رويهء عمر را نيز ترك كرده است ، و خبر اين انتفاد و طعنه به گوش عثمان برسد و او براى رهايى از تير آن طعنه به عذر و بهانهاى كه پسر عمر برايش تراشيده يا جعل كرده است ، متوسل شود .
4 - احمد حنبل در مسند روايتى از طريق شقيق ثبت كرده كه مىگويد : عبد الرحمن بن عوف به وليد بن عقبه برخورد . وليد به او گفت : چرا به امير المؤمنين عثمان ، رضى اللّه عنه ، جفا روا مىدارى ؟ عبد الرحمن گفت : به او بگو : من در نبرد عينين « 3 » نگريختم ، و از شركت در نبرد بدر خوددارى ننمودم ، و رويهء عمر را ترك نكردم . وليد خبر به عثمان ، رضى اللّه عنه ، برد . عثمان گفت : اينكه گفت من در نبرد عينين نگريختم ، چگونه گناه است ، در حالى كه خدا از آن درگذشته و فرموده است : آن عده از شما كه روز برخورد دو سپاه رو از ميدان برتافتند ، شيطان به سبب پارهاى از اعمالشان آنها را به خطا افكنده بود ، اما خدا از آنان درگذشت . « 4 » دربارهء اينكه گفت من در نبرد بدر حضور نيافتم ، از آن جهت
هامش
( 1 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 10 / 4 .
( 2 ) . پيامبر اكرم ميان آنها در نخستين بار پيمان برادرى بست .
( 3 ) . بنا به گفتهء عاصم ، مراد نبرد احد است .
( 4 ) . آل عمران 3 / 155 .