تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 101

مساهمون:

ص١٠١
درگذشت و بخشيدش . دربارهء حضور نداشتنش در جنگ بدر ، چون همسرش كه دختر پيامبر خدا بود ، مريض شد و پيامبر به او فرمود : تو پاداش يك شركت‌كننده در جنگ بدر را خواهى داشت يا سهم او را . دربارهء عدم حضورش در بيعت رضوان ، اگر در نظر قبايل مكه كسى بيش از عثمان عزت و احترام مىداشت ، او را مىفرستاد ، ولى پيامبر خدا عثمان را فرستاد ، و بيعت رضوان پس از رفتن او به مكه صورت گرفت ، و به همين جهت پيامبر دست خويش برهم نهاده ، گفت : اين هم براى عثمان . حالا كه اين مطالب را فهميدى برو . « 1 » 2 - در روايت مرسلى از قول مهلب بن عبد اللّه ، چنين آمده است : مردى كه على را مىستود و عثمان را مذمت مىكرد ، نزد سالم پسر عبد اللّه بن عمر آمد و از او پرسيد : آيا به من نمىگويى كه عثمان در هردو بيعت رضوان و فتح حضور داشت يا نه ؟ سالم گفت : نه . آن مرد تكبير گفت و برخاسته جامه‌اش را تكان داد و به راه افتاد . چون بيرون رفت ، همنشينان سالم به او گفتند : به خدا فكر نمىكنيم از وضع اين مردم مطلع باشى . گفت : آرى ، مگر چيست ؟ گفتند : او از كسانى است كه على را مىستايند و عثمان را مذمت مىنمايند . گفت : او را بياوريد . وقتى بيامد ، به او گفت : اى بندهء صالح خدا ! از من پرسيدى : آيا عثمان در دو بيعت رضوان و فتح شركت داشت ؟ گفتم : نه ، آنگاه تكبير گفته نكوهش كنان برفتى ، نكند تو از ستايشگران على و بدگويان عثمان باشى ؟ گفت : آرى ، به خدا من از آنها هستم . گفت : سخنم را بشنو ، آنگاه جوابم را بده . پيامبر خدا وقتى زير درخت با مردم بيعت كرد ، عثمان را قبلا همراه يك دسته رزمنده فرستاده بود ، و او در پى كار خدا و كار پيامبرش و كار مؤمنان بود ، و پيامبر خدا گفت : دست راستم دست من است و دست چپم دست عثمان ، و دست چپش را بر دست راستش نهاده ، گفت : اين دست عثمان است و من با او بيعت كردم . حال عثمان در بيعت دوم اين‌طور بود كه پيامبر خدا عثمان را نزد على كه استاندار يمن بود ، فرستاد ، و كارى را كه در بيعت اول در مورد
هامش
( 1 ) . مسند احمد : 2 / 101 ؛ صحيح بخارى : 6 / 122 .