گفت : اگر نوشتم چه پاداشى دارم ؟ گفت : هركس آن را بخواند ، همان اجر را تو مىبرى .
9 - 1 - اينك مردى بهشتى در خواهد آمد و معاويه درآمد . گفت : اى معاويه ! تو از منى و من از توام ، و هردو بر در بهشت بسان اين دو انگشت در كنار هم خواهيم بود .
10 - 1 - مردى از اهل بهشت فرا خواهد رسيد و معاويه آمد . فردا همين را گفت و معاويه در رسيد . پس فردا همين را گفت و معاويه در رسيد .
11 - 1 - جعفر بن ابى طالب بهى به پيامبر هديه داد و به معاويه سه به داد و گفت : با اينها در بهشت با من ديدار خواهى كرد .
در اين باب روايات ديگرى در جلد پنجم همين كتاب در زنجيرهاى از روايات جعلى و ساختگى آورديم . گرچه در آنجا با آن جماعت راه آمديم و جنايت جعل آن روايات را به گردن عدهاى از رجال اسناد آنها گذاشتيم ، لكن رواياتى كه براستى از زبان پسر عمر است ، مثل روايت مفاضله و برترى بعضى از اصحاب بر ديگران ، و همچنين معلوماتى كه از تمايلات پسر عمر و جانبدارىهايش در دست است و كارهايش جملگى اين نظر را تحكيم مىنمايد كه خود وى سازندهء آن احاديث و جاعل آنها باشد و ديگران در جعل حديث از زبان پيامبر اكرم از او چيرهدستتر يا پركارتر نبودهاند ، چنان كه وى را در تراشيدن بهانه و ساختن توجيه براى امويانى كه مورد علاقهاش بودهاند ، دستى بوده است و پيشدستىاى كه شمهاى از آنها به نظرتان رسيد و از آن جمله روايتى است كه احمد حنبل ثبت كرده است از طريق عثمان بن عبد اللّه بن موهب كه گفت : مردى از مصر براى زيارت كعبه آمد و ديد جمعى نشستهاند ، پرسيد : اينها كيستند ؟ گفتند : قريش ، پرسيد : پير و رئيسشان كيست ؟ گفتند : عبد اللّه بن عمر . گفت : اى پسر عمر ! من از تو چيزى مىپرسم و ترا به احترام اين خانه سوگند مىدهم كه جواب درست بدهى . آيا مىدانى كه عثمان در جنگ احد گريخت ؟ گفت : آرى . پرسيد : مىدانى كه در جنگ بدر نبود و شركت نداشت ؟ گفت : آرى . پرسيد : مىدانى كه در بيعت رضوان حضور نداشت ؟
گفت : آرى . در اين هنگام مرد مصرى تكبير گفت . پسر عمر گفت : بيا تا دربارهء آنچه پرسيدى توضيح بدهم . دربارهء فرارش در جنگ احد گواهى مىدهم كه خدا از او
الغدير ( فارسى ) — صفحة 100
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص١٠٠