ابو داود و احمد حنبل از طريق مجاهد چنين ثبت كردهاند كه از پسر عمر پرسيدند : پيامبر خدا چند بار عمره به جاى آورده است ؟ گفت : دو بار . عايشه گفت : پسر عمر مىداند كه پيامبر خدا غير از عمرهاى كه مقارن با حجة الوداع به جاى آورده ، سه بار عمره به جاى آورده است . « 1 »
خوانندهء ژرفبين هرگاه در روايتى كه ابن عساكر از طريق پيشواى حنبليان ، احمد از قول ابن ابزى ثبت كرده دقت كافى نمايد ، شايد به ماهيت پسر عمر بهتر پى ببرد و او را بدرستى بشناسد . مىگويد : عبد اللّه بن زبير هنگامى كه عثمان در محاصره بود ، به وى گفت : من اسبهاى اصيلى دارم كه برايت آماده ساختهام . آيا مىخواهى رهسپار مكه شوى تا در آنجا هركه مىخواهد ، به تو بپيوندد ؟ گفت : نه ، من از رسول خدا شنيدهام كه در مكه يكى از قريش از دين برخواهد گشت به نام عبد اللّه كه نيمى از گناهان مردم را به دوش دارد و فكر نمىكنم او كسى جز تو يا عبد اللّه بن عمر باشد . « 2 »
احمد حنبل در مسندش اين را ثبت كرده كه عبد اللّه بن عمر نزد عبد اللّه بن زبير رفته به او گفت : مبادا به هتك حرمت حرم خداى بزرگ و بلند مرتبه بپردازى ، زيرا من از پيامبر خدا شنيدم كه مردى از قريش در آنجا از دين برخواهد گشت كه اگر بار گناهانش را با گناهان خلايق بسنجند ، از آن سنگينتر خواهد بود . بنابراين ، مواظب باش تو آن شخص نباشى . « 3 »
دستهء دوم روايات پسر عمر
نوع دوم رواياتى كه دربارهء پسر عمر يا از او در دست هست ، هرچه بخواهيد ناباب است . مىبينيد از بس با امير المؤمنين على بن ابى طالب دشمنى و كينه دارد و از طرف ديگر عشق مفرط و كوركورانهاى به خانوادهء اموى مىورزد ، دلش رضا نمىدهد كه نام على را به زبان آورد يا سخن از ايام خلافتش به ميان آورد يا خلافتى برايش به رسميت
هامش
( 1 ) . ر ك : سنن ابى داود : 1 / 312 ؛ مسند احمد : 2 / 70 ، 139 ؛ فتح البارى : 3 / 473 .
( 2 ) . تاريخ ابن عساكر : 7 / 414 .
( 3 ) . مسند احمد : 2 / 136 .