پرسيد : پيامبر خدا چند بار عمره به جاى آورد ؟ گفت : چهار بار كه يكى از آنها در ماه رجب بود . نخواستيم حرفش را رد كرده او را دروغگو نماييم . در همان حال صداى عايشه را در حجره شنيديم . عروه بانگ برداشت كه اى ام المؤمنين ! نمىشنوى پسر عمر چه مىگويد ؟ پرسيد : چه مىگويد ؟ گفت : مىگويد : پيامبر خدا چهار عمره به جاى آورد كه يكى از آنها در ماه رجب بود . عايشه گفت : خدا از پسر عمر درگذرد . پيامبر خدا هربا كه به عمره مىرفت ، پسر عمر با وى بود و هرگز در ماه رجب عمره به جاى نياورد .
از اين روايت پيداست كه پسر عمر عمدا عمرهاى براى پيامبر خدا در ماه رجب جعل كرده است ، گرچه مجاهد و عروه نخواستهاند او را دروغگو نمايند . او اين را از آن جهت جهل كرد تا بتواند بدان وسيله نظر خلاف سنتى را كه پدرش دربارهء متعهء حج اظهار كرده ، تأويل و توجيه نمايد ، توجيهى كه در روايت احمد حنبل بدينگونه آمده است : عمر به شما نگفته است كه عمره در ماههاى حج حرام است ، بلكه گفته كمال عمره در آن است كه در غير ماههاى حج به جاى آوريد . « 1 » بنابراين ، پسر عمر خواسته با جعل عمرهاى در ماه رجب براى پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله تأييد و پايهاى براى تأويل و توجيه خويش دربارهء رأى پدرش بسازد ، و ندانسته كه اين توجيه تكذيب حرف پدرش مىباشد كه تصريح مىكند :
من آن را حرام مىسازم و مرتكبش را مجازات مىكنم ، چنان كه در جلد ششم همين كتاب به طرزى قاطع و روشن گذشت .
پيامبر اكرم هرگز در رجب عمره به جاى نياورده است ، چنان كه از حديث انس هم پيداست كه گفت : پيامبر خدا چهار عمره به جاى آورده همه در ذيقعده « 2 » ، و در حديث ابن عباس نيز آمده است كه پيامبر خدا جز در ذيقعده عمرهاى به جا نياورده است . « 3 »
پسر عمر مىپنداشت رسول خدا فقط دوبار عمر به جاى آورده است كه عايشه حرفش را تكذيب كرد ، و شايد اين حرف را پسر عمر پيش از تكذيب عايشه زده باشد .
هامش
( 1 ) . مسند احمد : 2 / 95 .
( 2 ) . صحيح بخارى : 3 / 145 ؛ صحيح مسلم : 4 / 60 ؛ سنن ابى داود : 1 / 312 ؛ الاجابة ، زركشى 115 .
( 3 ) . سنن ابن ماجة : 2 / 233 .