تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
رسيد . « 1 » 2 - بر خلاف كردار و فرمايش و تقرير پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و به تقليد از پدرش عمر بن خطاب ، از گريستن بر مرده نهى كرده است ، آن هم پس از دريافت حقيقت و سنت پيامبر در اين باره و بعد از اتمام حجت بر او و پدرش . اين مرد مىگفت : پيامبر خدا از كنار گورى مىگذشت ، فرمود : اين اكنون از گريستن خانواده‌اش بر وى در عذاب است . عايشه گفت : خدا از ابو عبد الرحمن درگذرد ، زيرا او دچار اشتباه شده است و مىدانيم كه خداى تعالى مىفرمايد : هيچ كس بار گناه ديگرى را به دوش نمىكشد . « 2 » در حقيقت ، رسول خدا فرمود : اين اكنون دارد عذاب مىكشد و در همين حال خانواده‌اش بر او گريه مىكنند . « 3 » ما اين موضوع را در همين كتاب روشن ساختيم . « 4 » 3 - به پيروى از دستور پدرش كه قبلا در همين كتاب به شرح آمد « 5 » ، از نقل و آموختن احاديث پيامبر خوددارى كرد . شعبى مىگويد : يكسال و نيم يا دو سال با پسر عمر نشستم و جز يك حديث نشنيدم كه از پيامبر خدا نقل كند . « 6 » 4 - سخنش دربارهء طواف وداع براى كسى كه در حال حيض باشد . اين سخن را به پيروى از پدرش و بر خلاف سنت پيامبر مىگفت . مدتى بر اين عقيده و نظر بود و چون ديد كه هيچ كس با او هم عقيده و همداستان نيست ، ناچار دست از آن برداشت و به سنت تسليم گشت . « 7 » 5 - به تقليد از پدرش بدعتى را كه او گذاشته و منع كرده بود كه دربارهء آنچه به وقوع
هامش
( 1 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 6 / 198 - 240 . ( 2 ) . انعام 4 / 164 ؛ اسراء 17 / 15 ؛ فاطر 35 / 18 ، زمر 39 / 7 . ( 3 ) . مسند احمد : 2 / 31 - 38 . ( 4 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 6 / 159 - 167 و 10 / 43 ، 44 . ( 5 ) . همان : 6 / 294 . ( 6 ) . سنن دارمى : 1 / 84 ؛ سنن ابن ماجة : 1 / 15 ؛ مسند احمد : 2 / 157 - با اين عبارت : دو سال با پسر عمر نشستم و نشنيدم حديثى از رسول خدا نقل كند . ( 7 ) . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 6 / 111 .