تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 410

مساهمون:

ص٤١٠
هو واضح ، إلا أن يرجع إلى ما ذكرنا فيما إذا كان الأمر بأحدهما بالملاك أول ، من أن الواجب هو الواحد الجامع بينهما ، و لا أحدهما معينا ، مع كون كل منهما مثل الآخر في أنه واف
شرح
مترتب مىباشد [ كه از اين مىتوان كشف كرد كه هركدام از آنها واجب تخييرى هستند ] . بر اين اساس ، در چنين صورتى [ كه تكليف به يكى از آنها به‌طور تخيير تعلّق گرفته و ملاك و غرض متعدد است ] وجهى ندارد [ همانند صورت پيشين ] بگوييم واجب « 1 » ، [ قدر جامع بوده و ] يكى از آنها به‌طور غيرمعين در مصداق يا مفهوم هست [ و نتيجه بگيريم كه تخيير بين آنها عقل مىباشد و عقل ، ما را در انجام هركدام مخير قرار مىدهد ] . چنان كه اين ، روشن است [ غير معين در مصداق آن است كه : يكى از چند چيز واجب است و مفهوم آن معلوم است ولى مصداقش در خارج بين چند چيز مورد امر مردد است . و غيرمعين در مفهوم ، آن است كه : از نظر مفهوم ، معلوم نيست و نمىدانيم آيا همهء چند چيز واجب است يا يكى از آنها حاصل سخن آنكه : ممكن نيست كه واجب ، يكى از آنها به‌طور مردد باشد ] . مگر آنكه [ اين صورت يعنى صورت 2 ] به آنچه [ در صورت 1 ] بيان كرديم [ - به قدر جامع ] بازگردد ، يعنى در آنجا كه ملاك امر به يكى از آنها ، همان ملاك اول باشد كه واجب ، امر واحدى كه قدر جامع بين آنهاست باشد نه يكى بنحو معين واجب باشد با [ فرض اين‌كه ] هركدام از نظر وافى بودن به غرض ، همانند ديگرى است . و نه اينكه هر
هامش
( 1 ) - زيرا هرچند مردد از چيزهايى است كه تعقل برخى از صفات حقيقى ذات الاضافه - مانند : علم - به آن صحيح است ، [ چرا كه علم به مردد تعلق مىگيرد ، مانند : علم به نجاست يكى از دو ظرف اعتبارى محض - مانند : وجوب و حرمت [ و استحباب و كراهت و اباحه ] - [ صفات اعتبارىاى كه ] از خارج محمولى كه در ازاى آن در خارج چيزى - جز آنچه منشأ انتزاعش است - نيست ؛ [ چنان كه در خارج ، در ازاى وجوب شىء چزى نيست ، كه اينها به طريق أولى صحيح است به آن تعلق گيرند ] ، جز آنكه برانگيختن و تحريك حقيقى به سوى امر مردد ، صحيح نيست ، [ هرچند تعلق علم به آن صحيح است ] ، چنان كه تا وقتى كه [ مولى ] مايل به ارادهء جامع و تحريك به سوى آن تحريك به سوى آن نباشد ، داعى و عزم بر ارادهء آنها تحقق نمىيابد ؛ [ زيرا بنده بر آن قدرت ندارد ] . از اين‌رو ، در نفس مولى ، داعى به ارادهء مردد تحقق نمىيابد ، و به سوى آن تحريك و امر صادر نمىكند . به نيكى تأمل كنيد . ( مؤلف قدس سرّه ) .