تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 407

مساهمون:

ص٤٠٧
بالمرتبة [ 108 ] و الشدة و الضعف عقلا إلا أنهما متبانيان عرفا ، فلا مجال للاستصحاب إذا شك في تبديل أحدهما بالآخر ، فإن حكم العرف و نظره يكون متّبعا في هذا الباب . فصل إذا تعلق الأمر بأحد الشيئين أو الأشياء ، ففي وجوب كل واحد على التخيير ، بمعنى عدم جواز تركه إلا إلى بدل ، أو وجوب الواحد لا بعينه ، أو وجوب كل منهما مع السقوط بفعل
شرح
شد و وجوب را مرتبهء قوى استصحاب يا استحباب را مرتبهء ضعيف وجوب دانست ] ، زيرا هرچند از نظر عقل ، تفاوت بين اين دو حكم ، از نظر شدّت و ضعف [ طلب ] است [ 108 ] [ و بدين‌ترتيب از نظر عقل باهم متضاد و متباين نيستند ] ولى از نظر عرف ، آن دو متباين‌اند . بر اين اساس اگر در تبديل يكى از اين دو به ديگرى شك شود ، جايى براى استصحاب كلّى وجود ندارد . [ و نمىتوان جواز به‌معناى اعم را كه هردو وجود دارد اثبات كرد ] ، زيرا بقاى موضوع استصحاب در اين باب [ - در باب استصحاب ] بايد حكم و نظر عرف تبعيت شود [ و وقتى آنان استحباب وجوب را دو موضوع متباين دانستند ، چگونه در فرض شك تبدّل يكى از آنها به ديگرى بتوانيم جواز به‌معناى اعم را اثبات كنيم پس ، استصحاب جارى نمىشود ] .

فصل [ نهم ] : واجب تخييرى

اگر امر به يكى از دو يا چند شيىء تعلّق گرفت [ مثل آنكه در كفارهء روزه ، واجب است برده آزاد كند ، يا مسكين طعام دهد و يا روزه بگيرد ] در [ وجوب همه يا يكى از آنها چند قول است : ] 1 ) وجوب هركدام به نحو تخيير ، به اين معنا كه ترك هركدام بدون انجام بدل [ آن ] جايز نيست . [ مثلا اگر آزاد كردن بنده را ترك گفت ، بايد مسكين طعام دهد يا روزه بگيرد ] ؛ 2 ) يا وجوب يكى از آنها به‌طور غيرمعين [ پس هركدام را كه بجاآورد تكليف ساقط است ] ؛ 3 ) يا وجوب هركدام از آنها [ - همگى واجب هستند ولى ] بواسطهء انجام يكى از آنها ديگرى ساقط مىشود ؛ 4 ) يا وجوب [ يكى بنحو ] معين نزد خدا [ يعنى هركدام را كه مكلّف انجام دهد اگر واجب واقعى باشد ، كه