كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 241
هذا كله فيما يمكن أن يقع عليه الاضطراري من الأنحاء ، و أما ما وقع عليه فظاهر إطلاق دليله ، مثل قوله تعالى « فَلَمْ تَجِدُوا ماءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيداً طَيِّباً » * و قوله ( عليه السلام ) : ( التراب أحد الطهورين ) و : ( يكفيك عشر سنين ) هو الإجزاء ، و عدم وجوب الإعادة أو القضاء ، و لا بد في إيجاب الإتيان به ثانيا من دلالة دليل بالخصوص . و بالجملة : فالمتبع هو الإطلاق لو كان ، و إلا فالأصل ، و هو يقتضي البراءة من إيجاب انحاء فعل اضطرارى اينهمه در راههاى ممكن تكليف اضطرارى بود [ - مقام ثبوت و امكان ] ؛ و اما تكليف اضطرارىاى كه بر آن واقع شدهاند [ - مقام اثبات و وقوع ] : ظاهر اطلاق دليل اين تكاليف ، مانند آيهء « [ اگر ] آبى نيافتيد ، پس با خاك پاك تيمّم كنيد » و فرمايش معصوم عليه السلام كه : « خاك يكى از دو پاككننده است » . و « ده سال تو را كافى است . » مجزى بودن انجام مأمور به اضطرارى و عدم وجوب اعاده يا قضاء است ، [ زيرا اگر با تيمم ، مجزى نبود ، بايد خداوند متعال در آيهء يادشده ، اعاده يا قضا را نسبت به زمان پس از زوال عذر بيان مىفرمود ، در حالىكه نسبت به اين جهت ، سخنى نفرمود ، و همين ، دليل آشكارى براى عدم وجوب تدارك است . در نتيجه ، تيمم ، وافى به تمام مصلحت است و از ظاهر روايت نيز مجزى بودن نماز با تيمم در وقت اضطرار است و نيازى به اعاده و قضا نمىباشد ] ، بلكه براى وجوب انجام دومين بار ناگزيريم از دليل خاصّى كه بر آن دلالت كند [ و چنين دليلى در مورد بحث وجود ندارد ] . فشردهء سخن : آيا اتباعش لازم است ، همان اطلاق دليل است ، اگر تحقق يابد [ كه در اين صورت ، به پس از آن نبايد توجه داشت و از اطلاق دليل ، كفايت و اجزاء آنها را مىتوان استفاده كرد ] ، و در غير اين صورت [ - اگر اطلاق وجود نداشته باشد و به اصل لفظى دسترسى نداشته باشيم ] مرجع ، اصل عملى است و آن در اينجا مقتضى برائت از ايجاب اعاده است ، زيرا ايجاب اعاده ، در صورت شك در اصل