أشق على أمتي لأمرتهم بالسواك ) و قوله صلى اللّه عليه و آله - لبريرة بعد قولها : أتأمرني يا رسول اللّه ؟ - : ( لا ، بل إنما أنا شافع ) إلى غير ذلك ، و صحة الاحتجاج على العبد و مؤاخذته به مجرد مخالفة أمره ، و توبيخه على مجرد مخالفته ، كما في قوله تعالى
« ما مَنَعَكَ أَلَّا تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ »
.
شرح
استحباب ] اين معنا [ - وجوب امتثال امر ] به ذهن سبقت مىگيرد [ نه استحباب آن و تبادر نيز علامت حقيقت بودن است ، در نتيجه امر حقيقت در وجوب است ] و مؤيد اين ادّعا است فرمايش خداوند متعال : « پس ، كسانى كه از فرمان او تمرّد مىكنند [ به صرف اينكه از امر تمرّد مىكنند بايد ] بترسند » . و نيز فرمايش پيامبر صلّى اللّه عليه و آله : « اگر بر امّتم مشقت نداشت ، آنان را به مسواك كردن امر مىكردم » [ در اين حديث از طلب مستحبى ( مسواك كردن ) نفى امر شده است . در نتيجه معلوم مىشود كه امر حقيقتا بر طلب مستحبى اطلاق نمىشود و گرنه سلب و نفى صحيح نبود ] و نيز فرمايش آن حضرت صلى اللّه عليه و آله به بريره ، پس از آنكه بريره گفت : « اى رسول خدا ، آيا مرا امر مىكنيد » . [ كه بايد نتيجه گرفت مسلمانان عصر پيامبر از جملهء خانم بريره از امر كردن وجوب را مىفهميدند از اينرو پيامبر ] فرمود : خير ، [ امر نمىكنم ، زيرا اگر امر كنم واجب مىشود ] بلكه مىخواهم وساطت كنم » ، و غير آن [ از روايات ] ، و نيز [ دليل ديگر بر ظهور امر در وجوب اين است كه ] به صرف آنكه بنده مخالفت امر كند . دليل آوردن [ عقلا ] بر بنده [ كه مولايت بر تو امر كرد ] و نيز مؤاخذهء وى و توبيخ او فقط بخاطر مخالفت كردنش صحيح است . [ و همين صحت ، نشانهء ظهور امر در وجوب است ، و گرنه توبيخ عقلا بىجا بود ] چنان كه در فرمايش خداوند متعال است : « چون تو را به سجده امر كردم چهچيز تو را بازداشت از اينكه سجده كنى ؟ » [ و اگر امر ظهور در وجوب نداشت مذمت خداوند بىجا بود ] .