تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
أنحائه الناشئة من اختلاف المواد تارة ، و اختلاف الهيئات أخرى ، من القيام صدورا أو حلولا أو وقوعا عليه أو فيه ، أو انتزاعه عنه مفهوما مع اتحاده معه خارجا ، كما في صفاته تعالى ، على ما أشرنا إليه آنفا ، أو مع عدم تحقق إلا للمنتزع عنه ، كما في الإضافات و الاعتبارات التي لا تحقق لها ، و لا يكون بحذائها في الخارج شيء ، و تكون من الخارج
شرح
وقوعى است ، 3 . خواه وقوعا عليه [ يعنى مبدء بر ذات واقع شده ، مانند : زيد مضروب ] ، 4 . و خواه وقوع فيه [ يعنى مبدء ظرف ذات واقع شده است ، مانند : مقتل ( روز قتل ) زيد يا مسجد بكر ؛ و اختلاف وقوعا عليه با وقوع فيه از نظر هيئات است ] ، 5 . و يا [ قيام به طريق ] انتزاع مفهومى مبدأ از ذات [ و تغاير مفهومى آن با ذات ولى ] با اتحاد مبدأ با ذات در خارج [ و مصداق ] است ، چنان كه در صفات حق‌تعالى - بنابر آنچه هم‌اكنون اشاره كرديم - ، 6 . و يا [ در برخى از مشتقات كه مادهء آنها دالّ بر انتزاع است ] تحقّق قيام ، فقط از آن منتزع عنه [ - مبدأ انتزاع ] است [ و منتزع ( مبدء ) هيچ وجود خارجى ندارد و خود مبدأ فقط يك امر اعتبارى است كه در عالم اعتبار وجود دارد ] ، چنان كه در مشتقات اضافى و اعتبارى كه تحققى ندارند و در قبال آنها در عالم خارج چيزى وجود ندارد اين‌چنين است ، [ مانند : زوجيت كه زوج و زوجه در عالم خارج وجود دارند ولى زوجيت تنها در عالم اعتبار است نه در عالم خارج ] و به اصطلاح از سنخ خارج محمول است . [ يعنى خارج از شيىء بوده و بر شيىء حمل شده است ، و اعتبارى محض هستند ، مانند : مالكيت ] نه از قبيل محمول بالضميمه [ - محمولاتى كه به انضمام حيثيت زائد بر ذات از ذات انتزاع مىشوند ، مانند : سواد نسبت به جسم كه جسم فىنفسه سواد نيست ، ولى آنگاه كه مبدء سواد را دارا شد مىتوان از آن سواد را انتزاع و بر ذات حمل كرد ] . بنابراين ، در صفاتى كه بر حق‌تعالى جارى مىشود ، [ مانند : اللّه عالم ] ، مبدء [ - علم ] ، از نظر معنى با خود ذات ، تغاير دارد . [ زيرا معنايى كه از اللّه به ذهن مىآيد . غير از معنايى است كه از عالم به ذهن مىآيد ] ، و از نظر وجود [ و تحقق در عالم خارج از ذهن ] ،
كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 170 | الآخوند الخراساني / محمدمسعود عباسى