تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية الأصول ( فارسى ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
يوجب التفاوت فيما نحن بصدده ، و يأتي له مزيد بيان في أثناء الاستدالال على ما هو المختار ، و هو اعتبار التلبس في الحال ، وفاقا لمتأخري الأصحاب و الأشاعرة ، و خلافا لمتقدميهم و المعتزلة ، و يدل عليه تبادر خصوص المتلبس بالمبدأ في الحال [ 34 ] ، و صحة السلب مطلقا عما انقضى عنه ، كالمتلبس به في الاستقبال ، و ذلك لوضوح أن مثل : القائم و الضارب و العالم ، و ما يرادفها من سائر اللغات ، لا يصدق على من لم يكن متلبسا بالمبادىء و إن كان متلبسا بها قبل الجري و الانتساب ، و يصح سلبها عنه ، كيف ؟ و ما يضادها بحسب ما ارتكز
شرح
بحث داريم نه در مادهء آن ] و در اثناء استدلال بر رأى مختار - كه اعتبار تلبس در حال باشد - براى موفقت با متأخرين اصحاب و اشاعره [ كه مشتق را براى متلبس حقيقت مىدانند ] ، و بر خلاف متقدمين اصحاب و معتزله [ كه مشتق را در اعم از متلبس و منقضى حقيقت مىدانند ] تبيين افزونترى خواهد آمد . بر قول برگزيدهء ما ، تبادر خصوص متلبس به مبدأ در حال [ 34 ] [ در هنگام اطلاق مشتق ، مثلا هنگام اطلاق « كان زيد ضاربا امس » به ذهن مىآيد كه زيد ديروز متلبس به ضرب بود و ما از آن خبر مىدهيم ، نه آنكه دو روز پيش متصف بود و ديروز اين اتصاف از او منقضى شد و ما به اعتبار دو روز پيش گفتيم « كان زيد ضاربا امس » ] و صحت سلب از ذاتى كه مبدأ از آن منقضى شده است - مطلقا [ - خواه به حمل اولى و خواه به حمل شايع صناعى ] - [ مثلا ذاتى كه هم‌اكنون اتصاف به زدن ندارد ، موضوع قرار مىدهيم و مشتق ( ضارب ) را بر آن حمل مىكنيم و به لحاظ حال اسناد مىسنجيم ، مىبينيم كه حمل غلط است و سلب صحيح مىباشد ] دلالت مىكند . همانند ذات متلبس به مبدأ در استقبال و آن [ - شرط صحت سلب ] بخاطر مثل « قائم » و « ضارب » و « عالم » ، و هم‌معناى اينها در ساير لغات است كه بر كسى كه بر مبادى اين مشتقات متلبس نيست . صدق نمىكند ، هرچند پيش از حمل و انتساب به آن مبادى ، تلبس داشته باشد ، بلكه مشتقات يادشده را از غير متلبس مىتوان سلب كرد [ به ترتيبى كه با مثال گفته رفت ] . چگونه نتوان سلب كرد ؟ و حال آنكه اضداد