تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 560

مساهمون:

ص٥٦٠
جاى ديگر آن را از طريق ابو سعيد خدرى ثبت كرده مىافزايد : عقيلى مىگويد : سندهاى اين روايات غير محفوظ است و متن آنها معروف . « 1 » اين افسانهء شگفت‌انگيز و خنده‌آور را خلف بزّار داستان كرده است كه گفته‌اند ثقه و امين و عابد و فاضل است و شرابخوار . ابو جعفر نفيلى مىگويد : اگر آن آفت شرابخوارى در وى نبود ، از راويان سنت و حديث شمرده مىشد . وقتى نام وى را نزد احمد - پيشواى حنبليان - مىبرند و مىگويند : او شراب مىخورد ، مىگويد : خبر اين به ما رسيده است ، لكن به خدا قسم ، او چه شراب بخورد و چه شراب نخورد ، به‌نظر ما ثقه و امين و درستكار است . « 2 » همين روايتش گواه صادقى است بر صحت اطلاعى كه به احمد حنبل دربارهء خلف بزار رسيده است ، و كسانى كه آن روايت را از چنين موجودى گرفته و ثبت و نقل كرده‌اند ، دستخوش مستى هواخواهى و غرض‌ورزى و جانبدارى بوده‌اند . خطيب بغدادى براى پاك نمودن دامن آلودهء اين ثقهء امين از پليدى ميگسارى ، نقل قولى آورده است از محمد بن احمد بن رزق ، از محمد بن حسن بن زياد نقاش كه مىگويد : ادريس بن عبد الكريم حدّاد مىگفت : خلف بن هشام بزّار با تأويل آيات قرآن شراب مىنوشيد . روزى خواهرزاده‌اش در حضورش سورهء انفال را مىخواند تا رسيد به آيهء تا خدا پليد را از پاكيزه متمايز و جدا سازد « 3 » ، آنگاه رو به خلف كرده پرسيد : دايى جان ! اگر خدا پليدها را از پاكيزه‌ها متمايز و جدا سازد ، شراب در رديف كداميك قرار خواهد گرفت ؟ خلف سر خويش پايين انداخت و مدتى سرافكنده ماند ، سپس جواب داد : در رديف پليدها . خواهرزاده‌اش پرسيد : آيا راضى مىشوى كه در شمار مرتكبان پليدى باشى ؟ گفت : عزيزم ! به خانه برو و هرچه را در آن خمره است ، بر خاك بريز ، و بدينگونه ترك ميگسارى گفت . آنگاه خدا روزه را پيش آورد و او روزگار به روزه‌دارى گذرانيد تا بمرد .
هامش
( 1 ) . تاريخ ابن عساكر : 6 / 199 . ( 2 ) . خودتان دربارهء سخنش داورى كنيد . ( 3 ) . انفال 8 / 37 .