گردنش چون تنگ سيمين بود كه دو دستهء زرين بر آن باشد ، و بر تنش دو برد يمنى كه يكى را پيراهنوار پوشيده و ديگرى را بر اندام آويخته بود . در اين حال آمد و در برابرم قرار يافت . خواستم خوشامد بگويم ، پيشدستى كرده سلام و خوشامد گفت . دوست داشتم دندان پيشين شكستهاش را ببينم كه لبخندى زد و به دندانش نگريستم و گفتم : اى پيامبر خدا ! فقيهان و دانشمندان با من رفت و آمد دارند و من تعدادى اصول از سنت دارم كه مىخواهم بر تو عرضه بدارم . فرمود : عرضه بدار .
گفتم : رضا به قضاى الهى . تسليم بودن به امر خدا . صبركردن به حكم خدا . دست آويختن به آنچه خدا فرمان داده است . برحذر داشتن از آنچه خدا از آن برحذر داشته است . پاك ساختن به وسيله كار براى خدا . ايمان به اينكه مقدرات الهى چه خير باشد و چه شر از جانب خداست . در مسايل دينى ترك ريا و جدال و دشمنىكردن . مسح كشيدن بر پاپوش . جهاد عليه مسلمانان . نماز بر مسلمان مرده مستحب است . ايمان كم و زياد شدنى است . اعتقاد داشتن و عملكردن . قرآن كلام خداست . شكيبايى و مقاومت زير پرچم قدرت حاكمه در مواردى كه بر طريق دين است يا از آن منحرف . قيام مسلحانه عليه حاكم گرچه از رويهء اسلامى منحرف گشته باشد ، روا نيست . موحدانى كه نه به بهشت درمىآيند و نه به دوزخ . هيچ موحدى را گرچه گناهان بزرگ مرتكب گشته باشد ، نمىتوان كافر شمرد . دست از اصحاب محمد باز داشتن . ( چون رسيدم به دست از اصحاب محمد بازداشتن ، بناى گريستن را گذاشت تا بانگ گريهاش برخاست ) برترين فرد مردم پس از پيامبر خدا ابو بكر است ، بعد عمر ، بعد عثمان و سپس على . محمد بن عكاشه مىگويد : وقتى نام على را مىبردم در دل مىگفتم : پسر عمو و داماد اوست . پيامبر لبخندى زد ، پنداشتى كه مىداند در دل به چه مىانديشم . سه شب پياپى اين اصول را بر حضرتش عرضه مىداشتم و هروقت به اينجا مىرسيدم كه عثمان سپس على ، به من مىفرمود : بعد عثمان سپس على ، بعد عثمان سپس على ، و اين را سه بار تكرار مىكرد ، و چون اين احاديث اصولى را بر وى عرضه مىداشتم ، ديدگانش پر از اشك مىشد . از آن خواب حلاوتى در دل و دهانم احساس كردم كه هشت روز هيچ نخوردم و نياشاميدم
الغدير ( فارسى ) — صفحة 557
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٥٥٧