تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 556

مساهمون:

ص٥٥٦
حضرتش دربارهء حكام سه‌گانه آگاه مىسازد . بنابراين ، معصوم بودنى كه براى حكام سه‌گانه ادعا مىكنند ، كجاست ؟ و كجا بر وجود آن اجماع گشته است ؟ خود تصدى خلافت با اجماع صورت نگرفته است تا چه رسد به اجماع بر عصمت حاكم ! تازه ، چنان كه گفتيم ، اگر اجماعى صورت گرفته و حجت باشد ، بايستى در مورد انحراف و قتل عثمان نيز حجت و دليل شمرده شود و اگر قرار است باطل و بىاثر شمرده شود ، بايستى در هردو مورد چنين باشد . هرگاه به رد و ابطال چنين ياوه‌هايى كه ناشى از زياده‌روى در تجليل و فضيلت‌تراشى است ادامه دهيم ، از مسير اصلى بحث بازمىمانيم و به وادىهاى انحرافى كشيده خواهيم شد . وانگهى اين حرفها پايه و اساسى ندارد تا به اعتنا و جواب دادن و ردكردن بيارزد . پاره‌اى از آن افسانه‌هاى باطل را به معرض بررسى و نقد درآورديم تا نمونه‌اى از آن در دست باشد و ديگر حرفها از آن قماش كه بىتعقل و بىحساب و نسنجيده گفته شده ، فهميده آيد . اكنون چند روايت مىآوريم از آنها كه به تجليل از حكام سه‌گانه پرداخته‌اند : 1 - امام فقيه حديث‌دان مورد اعتماد « 1 » ابو الحسين محمد بن احمد ملطى شافعى ( م 377 ) اين روايت را ثبت كرده است : محمد بن عكاشه ، خدايش بيامرزد ، مىگويد : معاوية بن حماد كرمانى از قول زهرى به من گفته بود : هر كه شب جمعه غسل كند و دو ركعت نماز بگزارد و در نمازش سورهء اخلاص را هزار بار بخواند ، پيامبر را در خواب خواهد ديد . محمد بن عكاشه مىافزايد : من هرشب جمعه چنين مىكردم و دو ركعت نماز مىخواندم با هزاربار سورهء اخلاص ، مگر پيامبر را در خواب ببينم و اين اصول را بر وى عرضه نمايم . شب جمعه‌اى سرد فرا رسيد ، غسل كردم و دو ركعت نماز بگزاشتم و سپس به بستر رفتم و محتلم گشتم . ناچار برخاسته غسل كردم و دو ركعت نماز بگزاشتم و نزديك سپيده‌دم از آن بپرداختم و به ديوار تكيه دادم و روى به قبله داشتم . در اين هنگام پيامبر بر من درآمد ، در حالى كه چهره‌اش چون ماه شب چهارده مىدرخشيد و
هامش
( 1 ) . او را چنين ناميده‌اند و صحت نامگذارىاش را از روايتى كه ثبت كرده ، خواهيد شناخت .