است . ابن عدى مىگويد : در ميان دروغسازان هيچكس را اينقدر بىحيا نديدهام . ابن قانع مىگويد : قابلاعتماد نيست . ابن ابى فوارس مىگويد : حديث جعل مىكرده است . ابن حبّان مىگويد : دوستان توصيه مىكردند كه بروم و درس حديثش را بشنوم . پارهاى از احاديثش را برگرفتم تا چيزى از آن برگزينم ، ديدم از يحيى روايت مىكند و از هناد ، دانستم كه او حديث جعل مىكند . دارقطنى مىگويد : حديث جعل مىكرده است . حاكم مىگويد : از قول قعنبى و مسدّد و ابن ابى اويس و بشر بن وليد رواياتى نقل كرده كه جعل خود اوست . همچنين چندين متن حديث جعل كرده ، علاوه بر اينكه به دروغ مىگويد اشخاصى را كه از آنها نقل مىكند ، ملاقات كرده است . خطيب بغدادى مىگويد : من خود از ابو نعيم و ديگران احاديث نادرستى را ثبت كردهام كه وى جعل كرده و از بشر بن حارث و يحيى بن معين و على بن معين و على بن مدينى نيز رواياتى نقل نموده كه آنها را پس از جعل در كتاب مناقب ابو حنيفه جاى داده است . دارقطنى همچنين مىگويد : كتاب مناقب ابو حنيفه همهاش جعلى است و ساختهء احمد بن مغلس حمانى ، و من آن را بيش از يك بار خواندهام ، و بسيار سخن و اظهارنظر ديگر از اين قبيل . « 1 »
در سند اين روايت ، نام عبد الكريم بن روح ، ابو سعيد بصرى هم هست . ابو حاتم مىگويد : مجهول و ناشناخته است . عمرو بن رافع مىگويد : به محضر درسش رفتهام ، اما حديثش را نشنيدهام ، و گفته مىشود كه او متروك الحديث است . ابن حبّان مىگويد :
اشتباه مىكند و بر خلاف سخن مىگويد . ابن ابى عاصم و دارقطنى او را سست روايت شمردهاند . « 2 » نه فقط او مجهول و ناشناخته است ، بلكه پدر و پدربزرگ و مادربزرگش كه در سند روايت از آنها ذكرى هست ، نيز مجهولند . « 3 »
اين روايت را ابن عدى از طريق عمير بن عمران حنفى ثبت كرده و از روايات بىاساس و باطل شمرده است و ذهبى و ابن حجر نيز وى را تأييد كردهاند . ابن عدى مىگويد : سستى
هامش
( 1 ) . رك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 5 / 216 .
( 2 ) . تهذيب التهذيب : 6 / 372 .
( 3 ) . رك : ميزان الاعتدال ذهبى ؛ خلاصهء ابن جزرى .