دربارهء جنگ جمل آن جوانمرد قبيلهء بنى سعد چه خوش گفته است :
- همسرانتان را محفوظ و مستور نگهداشتيد و مادرتان را بيرون كشانديد . اين كار براستى از كم انصافى است .
- دستور داشت پاى به دامن فرو پيچد و در خانه بماند ، اما بيرون پريد و بيابانها را در نور ديد و به ميدان نبرد شتافت .
- آنگاه هدف تير و شمشير قرار گرفت ، در حالى كه فرزندانش با نيزه و تير و تيغ به دفاعش مىجنگيدند .
- طلحه و زبير ، پردهء حرمت عايشه را بدريدند و همين كار بيانگر رفتار آنهاست و براى معرفىشان كافى . « 1 »
گرداگرد جمل را جماعتى بىسروپا گرفته بودند و عناصرى سودجو و فرصتطلب كه در پى جنگ و چپاول بودند ، جمعى از قبيلهء ضبه و ازد مدفوع شتر عايشه را از روى زمين جمع مىكردند و گلوله مىساختند و مىبوييدند و مىگفتند : بهبه ! پشكل شتر مادرمان چه خوشبو است ، بوى مشك مىدهد ؛ چنان كه در سپاه معاويه كسى جز بىسروپايان فرومايگان نبودند كه امير المؤمنين در وصف آنها همان روزها فرمود : به نبرد باقيماندهء قبايل مشرك و مهاجم عرب بشتابيد ، به نبرد كسانى كه دربارهء فرمايش خدا و پيامبرش مىگويند : خدا و پيامبرش دروغ گفتهاند ، بر خلاف ما كه مىگوييم : خدا و پيامبرش راست گفتهاند . « 2 »
قيس بن سعد در گفتارى مىگويد : آيا همراه معاويه كسى جز عرب بيابانگردى كه از آزاد شدگان فتح اسلامى است يا يمنىاى كه به فريبش كشاندهاند ، ديده مىشود ؟
و عمار ياسر مىگويد : موضع ما درست همان جايى است كه زير پرچمهاى پيامبر خدا در جنگ بدر و احد و حنين داشتيم ، و آن جماعت درست در موضع پرچمهاى
هامش
( 1 ) . تاريخ طبرى : 5 / 176 .
( 2 ) . بنا بر روايتى كه بزّار با دو سند ثبت كرده و در مجمع الزوائد هيثمى : 7 / 239 آمده است .