او را همطراز و همدوش قرآن ساخت ؟ يا به گاهى كه منزلتش را نسبت به خويش همانند منزلت هارون با موسى معين گردانيد و ميان او با خويشتن يك فرق قائل گشت آن هم فرق نبوت كه فرمود : پس از من پيامبرى نخواهد بود ؟ « 1 » يا در مواردى نظير اينها .
امام به هنگامى كه مردم عثمان را در محاصره داشتند ، پا به خانهء خويش كشيد و به هيچ وجه در محاصره و اقدام عليه وى شركت ننمود . شايد در ميان جماعت خردهگير و بدگمان كسى باشد كه رفتار امام را با عثمان در آن حال گناهى بخشودنى برايش به شمار آورد ، اين رفتار را كه به عثمان نصيحت مىكرده و از كارهايى كه مورد انتقاد خلق و اصحاب قرار گرفته بود ، نهى مىفرموده و مىگفته است كه وى به معروف و رويهء اسلامى عمل كند و راه كشوردارى را از قرآن و سنت بجويد و طريقى جز آن نپويد ، و چون عثمان گوش به اندرز و راهنمايى خيرخواهانهاش نسپرد ، به او اخطار كرد كه ديگر براى راهنمايى و عتابت نخواهم آمد ، زيرا تو شرفت را به باد دادهاى و زمام اختيارت را از كف نهادهاى . « 2 » شايد آن جماعت اين رفتار را براى مولاى متقيان گناهى بخشايشپذير شمرده و تحكيم موقعيت انقلابيون و مخالفان عثمان به حساب آورده باشند ، در حالى كه چنين نيست . چه امام نه به خاطر تقويت ايشان ، بلكه براى اين چنان كرده است كه عثمان را از رويهء ضد اسلامى و نامردمىاش دور سازد و به راه حق و اجراى حكم قرآن باز آورد ، لكن دريغ كه او را سودى نبخشيده است و چنان گشته كه شاعر گويد :
- شما را به موقع دستور دادم و راه نمودم ، ولى چه سود كه نصيحت فقط در آفتاب نيمروز واقعيات پديدار خواهد گشت .
يا چنين گويد :
- چه بسيار گوهر نصيحت كه به پايتان ريختم ، اما فقط پند نيوش است كه آن را غنيمت مىشمارد .
بهبه ! به اين معرفت و شناخت ، و آفرين به اين علم و دانشى كه دارندهاش انجام
هامش
( 1 ) . رك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 3 / 199 - 202 .
( 2 ) . همان : 9 / 172 - 175 .