تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 506

مساهمون:

ص٥٠٦
مىكردند ، از جمله اسحاق بن نجيح . ابن ابى مريم مىگويد : او از كسانى است كه در دروغسازى و جعل حديث شهرت پيدا كرده‌اند . عمرو بن على مىگويد : دروغسازى است كه حديث جعل مىكرده . جوزجانى مىگويد : غير موثق است و غير امين . ابن عدى مىگويد : رواياتش جعلى است و آنچه از ابن جريح نقل كرده همه ساختگى است . وى در رديف راويان ضعيف است و در شمار كسانى كه حديث جعل مىكرده‌اند . نسائى مىگويد : دروغساز است . ابن حبّان مىگويد : دجال و دغلباز است و آشكارا حديث جعل مىكرده . برقانى مىگويد : به او نسبت دروغگويى داده‌اند . جوزجانى مىگويد : دروغسازى جاعل است و رواياتش را به هيچ وجه نه مىتوان پذيرفت و نه مورد استناد قرار داد ، و بايد وضع او را روشن ساخت . ابو سعيد مىگويد : شهرت دارد كه حديث جعل مىكرده است . ابن طاهر مىگويد : دجالى دروغساز است . ابن جوزى مىگويد : محدثان همگى بر اين‌كه جعل حديث مىكرده ، همداستانند . « 1 » تعجب‌آور است كه خطيب دربارهء اين روايت و عيبناكى و سستى سندش سكوت مىكند ، در حالى كه خودش بسيارى از اظهارنظرهاى حديث‌شناسان نامبرده را در شرح حال اسحاق ثبت كرده است . شايد نخواسته صريحا اين روايت را رد كند و با ذكر آن اظهارنظرها - آن هم در جاى ديگر - سستى سند روايت را رسانده است . جاعل اين روايت توجه نداشته كه روايت‌هاى جعلى ديگرى منافى جعل اوست ، مثلا اين روايت كه : هر پيامبرى دوستى دارد و دوست من سعد بن معاذ است « 2 » ، و روايت ديگرى كه با اين هردو منافات دارد و بخارى در صحيح خويش از قول پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله آورده است : اگر مىخواستم دوستى برگزينم حتما ابو بكر را برمىگزيدم . « 3 » در جلدهاى پيش در اين زمينه بتفصيل سخن گفته و ثابت نموديم جعلى و ساختگى است . 39 - ابن ابى الدنيا مستندا از فاطمه دختر عبد الملك نقل مىكند كه شبى عمر بن
هامش
( 1 ) . تاريخ بغداد : 6 / 321 - 324 ؛ تهذيب التهذيب : 1 / 252 . ( 2 ) . كنز العمال : 6 / 183 ؛ منتخب الكنز ، در حاشيهء مسند احمد حنبل : 5 / 231 . ( 3 ) . صحيح البخارى : 5 / 243 .