يكى از حاضران او را بكشد . « 1 » پسر عموى مشرك عثمان ، معاوية بن مغيرة بن ابى العاص در نبرد حمراء الاسد اسير شده بود . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله دستور داد گردنش را بزنند . او به عثمان پناه جست ، و عثمان برايش تأمين خواست . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله موافقت كرد مشروط بر اينكه سه روزه قلمرو اسلام را ترك كند ، لكن او بعد از سه روز هم بيرون نرفت و فرارى شد .
پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ، عمار ياسر و زيد بن حارثه را به تعقيب او فرستاد و فرمود : در فلان جا او را پيدا خواهيد كرد . آنان او را همانجا يافتند و كشتند . « 2 » اين كار عثمان چقدر شباهت دارد به كارش در مورد حكم و پسرش مروان بن حكم دربارهء حكومتش ، و اينكه آندو را كه توسط پيامبر اكرم به خارج از مدينه تبعيد گشته و لعنت شده بودند « 3 » ، پناه داد و به مدينه بازگرداند و در سايهء حمايت خويش گرفت و بر مسلمانان مسلط كرد .
مىبينيم كارهاى اول عثمان با كارهاى آخرش يكى است و دو قسمت زندگىاش سر و ته يك كرباسند .
اينهاست آنچه از سوابق عثمان و كارهاى بعدىاش مىدانيم و مىبينيم هيچ كارى نكرده كه ايجاب كند پيامبر اكرم به او محبت نمايد و برايش دعاى خير كند . به تعبير ديگر هيچيك از اين كارها نمىتواند شرايط و احوالى براى عثمان پيش آورد كه پيامبر در آن دست دعا به آسمان بردارد و براى عثمان خير و خوشى و پاداش بطلبد . بنابراين ، هرچه در اين زمينه ساختهاند ، پوچ است و از حقيقت به دور ، و بافتههاى دورهء امويان است .
آرى ، گفتهاند پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در موقع تدارك سپاه تنگدستى در حق عثمان چندين دعا كرده است . ممكن است شيفتگان عثمان موجب و سببى براى چنين دعاهاى ادعايى بتراشند ، اما انسان محقق و وارد مىداند كه همهء رواياتى كه حكايت از دعاهاى پيامبر اكرم دربارهء عثمان مىنمايد ، سست و درهم و بىاساس است . يا رجال سندش ضعيفند يا روايت مرسل و ناتمام است و مضمونهاى متفاوت و متعارضى دارد در اينكه جريان
هامش
( 1 ) . رك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 8 / 280 .
( 2 ) . سيرهء ابن هشام : 3 / 57 ؛ تاريخ ابن كثير : 4 / 51 ؛ عيون الاثر ، ابن سيد الناس : 2 / 37 ، 38 ؛ شرح الاشخر على بهجة المحافل : 1 / 213 .
( 3 ) . رك : شرح حال حكم و پسرش در جلد هشتم .