خير پيامبر اكرم باشد . دربارهء كارهاى گذشتهاش نيز وضع بهتر از آن نيست . به كارش در جنگ بدر نگاه كنيد كه پا از آن به دامن كشيد و او را تا آخر عمر به خاطرش ملامت و نكوهش مىنمودند و عبد الرحمن بن عوف در اواخر حكومت عثمان در حضور خلق به او طعنه زد كه در جنگ بدر شركت نجسته است ، و وليد بن عقبه - آن شرابخوار كه خدا بدكارش ناميده « 1 » - خبر طعنهاش را به گوش عثمان رساند و وى عذر تراشيد كه همسرش رقيه ، دختر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بيمار بوده و به پرستارى او نشسته است « 2 » ، در حالى كه اصحاب هيچيك از آن حادثه كه عثمان بهانهء عدم حضورش در جنگ بدر ساخته بود ، خبر نداشتند ، حتى نزديكترين كسان عثمان ، چون عبد الرحمن بن وعوف برادر پيمانىاش ، و اگر چنان چيزى مىبود ، حتما خبردار مىشدند . كارش را در جنگ احد به نظر آوريد كه از نبرد مشركان گريخت و دربارهء او و ديگر گريختگان خدا چنين فرمود : آن عده از شما كه در برخورد دو سپاه گريختند ، شيطان آنان را با پارهاى از آنچه به دست آوردند ، فريفت و لغزاند « 3 » . « 4 » گناهى را كه شب وفات همسرش ام كلثوم ، دختر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مرتكب گشت ، ملاحظه كنيد كه به خاطرش فردا صبح پيامبر اكرم در برابر اصحابش او را مورد توهين قرار داد و از دفن همسرش محروم ساخت « 5 » ، و ديگر كارهايش را نيز از نظر بگذرانيد . عبد اللّه بن ابى سرح مرتد شده و به مشركان پيوسته بود . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در فتح مكه خونش را هدر اعلام كرد و افزود اگر او را زير پردهء كعبه هم يافتيد ، بكشيد . او گريخت و به برادر رضاعىاش عثمان پناه برد و عثمان با اينكه وظيفه داشت او را هرجا پيدا كرد بكشد نكشت ، بلكه او را پناه داد و پنهان كرد ، و به حضور پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آورد و برايش تأمين خواست . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله كه مايل به زنده ماندن او نبود ، مدتى ساكت ماند و انتظار كشيد مگر
هامش
( 1 ) . رك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 8 / 274 - 276 .
( 2 ) . رك : مسند احمد حنبل : 1 / 68 ، 75 ؛ الرياض النضرة : 2 / 97 ؛ تاريخ ابن كثير : 7 / 206 .
( 3 ) . آل عمران 3 / 155 .
( 4 ) . رك : مسند احمد حنبل : 1 / 68 ؛ تفسير قرطبى : 4 / 245 ؛ تفسير ابن كثير : 1 / 419 ؛ الرياض النضرة :
2 / 97 ؛ تفسير خازن : 1 / 307 .
( 5 ) . رك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 8 / 231 .