اى مادر ! تو كه از بد گفتن ديگران به حسان بن ثابت ناراحت مىشوى ، چطور وقتى در حضورت از على عليه السّلام بدگويى مىكنند ، به روى خود نمىآورى و اعتراض نمىكنى ؟
عروه مىگويد : عايشه از اينكه در حضورش به حسان بن ثابت بدگويى شود ، ناراحت مىشد و مىگفت : او كسى است كه چنين سروده :
- براى دفاع از ناموس محمد پدر و جد و عايلهام در برابرتان ايستادهاند . « 1 »
آيا قهرمانىهاى افتخارآميز على عليه السّلام در جنگهاى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و اين اقدام دليرانهاش كه در شب هجرت به جاى پيامبر اكرم در بسترش آرميد و به خاطرش خدا در برابر فرشتگان مباهات نمود ، ارج و سپاس يك بيت شعر حسان بن ثابت را ندارد ؟ حسان بن ثابت را تو خوب مىشناسى و مىدانى كه كيست . آه ، اى مادر ! پيداست كه چرا چنين گفتهاى و با على عليه السّلام چنان بودهاى .
ديگر از آثار كينهاى كه عايشه نسبت به على در دل مىپرورده ، حرفى است كه هنگام شنيدن خبر بيعت مردم با او زده و چنين گفته است : كاش پيش از وقوع اين كار ، آسمان بر زمين فرود آمده بود .
تو ، اى مادر مؤمنان ! تو بر خلاف اين عقيده كه جنگيدن با خليفهء وقت روا نيست ، با امير المؤمنين على بن ابى طالب جنگيدهاى . اگر از تو بپرسند كداميك از گناهانت سهمگينتر است ، مبارزهات براى سرنگونى عثمان يا جنگت با امير المؤمنين على بن ابى طالب ؟ نمىدانم چه جواب خواهى داد ، لكن امروز معلوم شده است كه در جواب خواهد گفت كه گناه سهمگين وى شركت در جنگ تجاوزكارانهء جمل است . بنابراين ، ممكن است آن روايت را براى تبرئه و توجيه شركتش در آن جنگ تجاوزكارانه بر زبان آورده باشد ، يا نه ، ديگران براى توجيه و تبرئهاش ساختهاند و ناقلان ياوهگو و كسانى كه با خاندان پاك پيامبر دشمنى داشتهاند و روحانى نمايان دستگاه جور اموى نشر داده و پراكندهاند .
عايشه حتما به خوبى مىدانسته است كه در پيشگاه خدا و پيامبرش همدستى او در
هامش
( 1 ) . رك : مسند احمد حنبل : 6 / 197 .