تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 454

مساهمون:

ص٤٥٤
نظر مردم ساده و كوچك مىنمايد ، به هيجان مىآيد و خلق را به انجام وظيفه برمىانگيزد ، چنان كه در نطقى آنان را چنين به قيام و اقدام مىخواند : به من اطلاع رسيده كه يكى از آن جماعت مهاجم شامى وارد خانهء زن مسلمان يا زن اهل ذمه شده و زيور و دستبند او را ربوده است و آن زن از چنگ سپاهى مهاجم جز با خواهش و تمنا و التماس نجات پيدا نكرده است . آن وقت در حالى كه از اموال به يغما برده گرانبار بوده‌اند ، به راه خود ادامه دادند بدون اينكه لطمه‌اى ببينند يا كشته‌اى بدهند . اكنون اگر انسان مسلمان بر اثر اين احوال دق‌مرگ شود ، نه‌تنها قابل سرزنش نخواهد بود ، بلكه به نظر من امرى طبيعى و شايسته رخ داده است . « 1 » چنين شخصيت غيرتمند و با حميتى كه در برابر پايمال گشتن حق و ستمديدگى اينطور به هيجان مىآيد و به قيام و اقدام برمىانگيزد ، مىنشيند و جنازهء عثمان را در زباله و بىكفن و دفن رها مىسازد : - عثمان روبروى او بىكفن و دفن ماند ، و دستى كه به آزارش بلند شده آزاد و رها . - نمىدانم اين كار على از روى كينه بوده يا نه ، از سر پاكدامنى و پرهيزكارى ؟ در ميان مردم به موجب قانون اسلام قضاوت كن و از پى هواى نفس مرو كه ترا از راه خدا به در خواهد برد . « 2 » اگر پس از دريافت مايهء دانايى از دلخواه آنان پيروى نمايى ، در برابر خدا حامى و حافظى نخواهى داشت . « 3 » 17 - ابن ابى الدنيا از طريق فرج بن فضالهء دمشقى ، از مروان بن ابى اميه ، از عبد اللّه بن سلام روايتى ثبت كرده است كه مىگويد : نزد عثمان كه در محاصره بود ، رفتم تا سلامى به او كرده باشم . به من خوشامد گفت و افزود : همين ديشب پيامبر خدا را پشت اين پنجره ديدم كه به من فرمود : اى عثمان ترا محاصره كرده‌اند ؟ گفتم : آرى . پرسيد : ترا تشنگى داده‌اند ؟ گفتم : آرى . آنگاه سطلى پر از آب فرو آويخت . از آن آشاميدم تا سيراب گشتم و خنكى آن را در اندرونم احساس كردم . به من فرمود : اگر بخواهى ، بر آنان پيروز خواهى گشت و در صورتى كه بخواهى ، مىتوانى نزد ما افطار كنى . من از آن ميان اين را
هامش
( 1 ) . نهج البلاغة : 1 / 69 . ( 2 ) . ص 38 / 26 . ( 3 ) . رعد 13 / 37 .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 454 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى