تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 451

مساهمون:

ص٤٥١
حاكم نيشابورى از معايب و اشكالاتى كه در سند اين روايت دروغين است ، دم نزده و آن را تصحيح ننموده و راجع به آن يك كلمه ايراد نگرفته است . ذهبى دربارهء آن فقط گفته كه بشار بن موسى سست روايت و ضعيف است ، لكن ما آنچه را بايست گفت ، مىگوييم : عبد اللّه بن اسحاق بن ابراهيم ، يكى از رجال سند آن است كه دارقطنى درباره‌اش مىگويد : سستىاى در او هست . خطيب بغدادى هم اين گونه گفته است . « 1 » دربارهء يحيى بن ابى طالب - يكى ديگر از رجال سند - موسى بن هارون مىگويد : من شهادت مىدهم كه او از زبان من دروغ مىسازد . مسلمة بن قاسم مىگويد : مردم درباره‌اش حرفها زده‌اند . « 2 » دربارهء بشار بن موسى بصرى ، ابن معين مىگويد : وى مورد اعتماد نيست ، و از دغلبازان است . ابو حفص مىگويد : سست روايت است . بخارى مىگويد : زشت روايت است ، او را ديده و از تقريرات روائى او نوشته و رواياتش را ترك كرده‌ام . ابو داود مىگويد : ضعيف و سست روايت است . نسايى مىگويد : مورد اعتماد نيست . ابو زرعه مىگويد : ضعيف است . ابو احمد حاكم مىگويد : او را قوى نمىدانند . اسمش را پيش فضل بن سهل برده‌اند ، از او بدگويى كرده است . « 3 » عبد الرحمن حاطبى ، چنان كه در ميزان الاعتدال ذهبى آمده ، توسط ابو حاتم رازى تضعيف شده است . از پدرش عثمان نيز در فرهنگ رجال حديث هيچگونه تعريفى نيست . بنابراين ، چه ارزشى دارد اخبارى كه چنين دغلبازان دروغسازى آنها را روايت نمايند يا باور داشته باشند ؟ به‌علاوه ، مولاى متقيان از روى بصيرت كامل به سفر جنگى مىپرداخت و همهء كارها و نبردها و لشكركشىهايش را با مطالعه و دقت نظر و با واقع بينى انجام مىداد آن هم به دستور و بنا به سفارش پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ، و اين از فضايلش
هامش
( 1 ) . تاريخ بغداد : 9 / 414 . ( 2 ) . لسان الميزان : 6 / 262 . ( 3 ) . تاريخ بغداد : 7 / 119 ؛ تهذيب التهذيب : 1 / 144 .