باشد ، بر ديگرى هم خورده است .
وانگهى كدام پاكى و شايستگى در محمد بن طلحه وجود داشته است ، كسى كه شمشير به روى امام و پيشواى مسلمانان كشيده است ، در حالى كه دستور داشته همراهش جهاد كند و يارىاش نمايد ؟ حال او به حال پدرش طلحه مىنمايد و چون او ، از راه بدر گشته و نافرمان و منحرف شده است .
اين است حقيقت ، اما جاعلان و دغلبازان خواستهاند حقيقت را وارونه نمايند و شايعهها بسازند تا كار كسانى را كه با كجاوهء جمل همراه گشتهاند ، توجيه نمايند . آخر اين دروغبافىها كجا و حقيقت كجا ؟
چطور ممكن است على عليه السّلام حرفهايى را كه از زبانش خطاب به محمد بن حاطب ساختهاند ، زده باشد ، در حالى كه بىترديد پيش از جنگ جمل و پس از آن سخنها گفته و كارها كرده همه يكنواخت و هماهنگ كه گوياى رأى و نظرش دربارهء عثمان است . « 1 »
مگر تاريخ زندگى عثمان و سياههء اعمالش اجازه مىدهد به على كه او را از كسانى بداند و بشمارد كه ايمان آوردند و كارهاى پسنديده كردند ، باز پرهيزكارى نمودند و ايمان آوردند ، و باز هم پرهيزكارى نمودند و كار خوب كردند ؟ همان سياههء اعمالى كه پر از جنايت و كار بيراهه و ناپسند است و او را به كشتن داد و پيشگامان اصحاب و در رأس ايشان مولاى متقيان را به معارضه و مبارزه با او وا داشت و استانهاى كشور اسلامى را آبستن حوادث خونين ساخت و نگذاشت اصحاب پيامبر خود را موظف به دفاع از جانش بپندارند . همان سياهه كه مردم نيكوكار و ديندار را از كفن و دفن و نماز گزاردن بر جنازهاش مانع گشت و سبب شد كه در قبرستان يهوديان خاكش كنند آن هم پس از چند روز ماندن در زباله به حال خوارى و بيكسى و اهانت ، همهء مسلمانان او را در آن حال ببينند و هيچيك براى كفن و دفنش اقدام نكند ، و با امير المؤمنين على عليه السّلام بيعت شود و او فرمانروا باشد و قادر به كفن و دفنش ، ولى قدمى برندارد ، كسى كه براى كارهايى كه به
هامش
( 1 ) . رك : الغدير ( متن عربى / چ 2 ) : 7 / 81 و 8 / 287 ، 298 ، 300 ، 301 و 9 / 69 - 77 .